<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
آرزومه که یه لحظه رو به روی من بِایستی آخه قلبم نگرونه توی شهری که تو نیستیتو خیال کن آدمای همه دنیا توی شهرِ توی شهرِ بی تو اما دل من با همه قهرهتوی شهری که تو نیستی همه جا رو غم گرفتههر کجا رفتی صدام کن عزیزم دلم گرفته شدم اون غریبه ای که تو نباشی نمی ارزهدارم از نفس می افتم مثل یک گیاه هرزهآرزومه...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
یادمه چندین بار وقتی میدیدیم می گفتی دوستات ج.ن.د.ه ان ...آخرین بار به خودمم گفتی !بگذریم از سلیطه گفتنات که دیگه شده بود نـُـقـل دهنِ کثیفت ...گفتم که بتاز ! این روزا دور ، دورِ تو اِ و من فقط تماشاگرم ...من فقط سکوت می کنم ... فقط میشکنم تو خودِ لعنتیم و دم نمیزنم ...لال مونی میگیرم برات که حسابی ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
غـــــم ازدرون مــرا مـتـــلاشـــی کرد کاهیده قطره قطره تنم در زلال اشک من پیشرفت کاهش جان را درون دل احساس می کنم ... احساس می کنم ، که تو بخشیده ای به من این پرشکوه جوشش پر شوکت غروردر من نه انتظار و نه امیدی امید بازگشت تو ؟ بی حاصل ! من از تو بی نیازتر از مردگان گور ... دیگر به من مبخش احساس دوس...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
هوس عطر تــــــو رو کردم ...هوس آغوشتو ... محکمِ محکم ...میرم بالشمو بغل کنم ...+ اعتماد به نفسم دیگه زیادی رفته زیــــر خـــط فـقـــــر !خیــــــــلـــــی زیادی :|+ تـنـهـــ ـــا منـــمهــمــــــه درده تنـــم ...+ شهرام شکوهی ! صدات خاطره س !+ آخه دیگه واس کی خوشگل کنم ؟مهم تو بودی که حالا پیشم نیس...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
مرا ببخش ! اگر تو را از سبزترین برگ درخت چیدم ، و در واژه های غــمــــم زرد کردم ! ببخش اگر بر درخت یادهایم اسمت را حک کردم ، و هر روز با واژه هایم تو را رویاندم ! ببخش که می خواستم خنده را از لب هایت بدزدم ! ببخش که می خواستم غم هایم را بر تو ببارم ! ببخش بر من اگر هر روز در تقویم عشقم ورقت زدم ! ب...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
دارم به دستـــات فک می کنم که تمام مدت توی دستای من بود ... به آغــوشــت که هیچ جا ازم دریغش نکردی ... زود بیا ... دارم جون میدم از بــی تــویی ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
منم دوسِت دارم عـُــــمرم ...تــــو همه کس منی ...یه روزی بهت میگم که می پرستمت ...یه روزی بهت میگم تــــو خدای منی روی زمین ...یه روزی تو بغل خودت جون میدم ... تو دستای ناز تـــــو ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند ؛ اما . . . من جلوی دهانش را می گیرم ، وقتی می دانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد !!این روزها من . . . خدای سکوت شده ام ؛ خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا ، خط خطی نشود . . .+ کاش میشد بُـکُــشـــمــــت !+ دروغ چرا ، توی نت که می گردمو وبلاگای آدمارو میخونمحس ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:01
بی خیال شده ام ...قد تمام روزهایی که بی خیال نبوده ام دارم با بی خیالی می گذرانم ...آن هم چه وقت ؟ درست وقتی که باید 19 واحد لعنتی پاس شود ...درست وقتی که می دانم 3 واحدش را به فنا داده ام ولی باز هم هیچ تلاشی برای باقی مانده اش نمی کنم ...انگیزه ام را انگار خورده ام ! انگار خورده اند ...اصلا صبر کن...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
حـرفی نـدارم … مـن حـاضـرم حـتی جـانم بـه لبـم رسـد …! وقتی جـانم تـو بـاشی …
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
" این عـآشقانه ترین غـزل را با هر قیدی که دوستـــ میداری بخوان : دوستتـــ دارمـــ ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
به پیوست این شعر خود را در باقیمانده ی سپیدی کاغذ می پیچم بگو حضرت مرگ بیاید... دیگر زندگی شعر تازه ای ندارد...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
امروز و فردا ندارد دوست داشتنت ..! محال است بی تو جاده های شب را تا خانه ی صبح طی کنم !!! مرا باکی نیست از فاصله ها... تو ... در... منی... بی نقطه چین، می خوانمت...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
بیدارم سالیان سال بیدار مانده ام تا مبادا شهاب چشم تو رد شود و من نبینمت و روزگارم تا ابد شب شود
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
تمام هستی ام را شانه ای می کنم تا تو سرت را بر آن بنهی .... تو فقط نرو... برگرد...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
من نگاه تو را شعر می کنم و تو شعر مرا نگاه می کنی بازی عجیبی ست شعر نگاه تو روی قافیه های دلم می نشیند و زبانم این دیوانگی را می سراید تو را به این نگاه عاشقانه قسم به این تپش پر اضطراب که بر جانم می کوبد به این امید که در قلبم جوانه می زند تو را به تمامی عشق قسم شعر چشمانت را از من مگیر من با نگاه ...
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
وقتی میرفتی برای من آرزوی خوشبختی کردی ولی ندانستی با رفتنت خوشبختی را هم با خودت بردی و تنها آرزویش برای من ماند ! بی تو لحظه ها چقدر سنگین است
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
این روزها سهم من از قاصدک ها تنها فقط دیدن ورقصیدنشان در باد است چرا دیگر برایم ازتو خبر نمی آورند؟
<no title>
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
سیاهـــــے زیرچشمانمـــ را دوستــــــ دارم.... جاے پاے رفتنــــ توستــــــــ!!
محرمانه ای با دختران
-
تاریخ: 1391/11/2 ساعت: 0:00
بیشتر آسیبها متوجه دختران استموضوع روابط میان دختر و پسر مانند سایر روابط انسانی بر اساس عرف و هنجارهای هر جامعه، تعریفی متفاوت با سایر جوامع دارد که این موضوع در جامعه ما به دلیل ساخت مذهبی و سنتی و آسیب پذیری دختران در این رابطه، در اغلب موارد به ضرر دختران تمام میشود و در این میان این دختر است که...