این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است

غـــــم ازدرون مــرا مـتـــلاشـــی کرد
کاهیده قطره قطره تنم در زلال اشک
من پیشرفت کاهش جان را درون دل
احساس می کنم ...
احساس می کنم ،
که تو بخشیده ای به من
این پرشکوه جوشش پر شوکت غرور
در من نه انتظار و نه امیدی
امید بازگشت تو ؟
بی حاصل !
من از تو بی نیازتر از مردگان گور ...
دیگر به من مبخش
احساس دوست داشتن جاودانه را
با سکر بی خیالی
اعصاب خویش را
تخدیر می کنم
من قامت بلند تو را در قصیده ای
با نقش قلب سنگ تو تصویر می کنم ...
حـمـیـــد مـصـــــدق
+ هیشکی نمیدونه
هیشکی نمیفهمه
هـیـشـــــکـی ...
+ آخه لامصبا من شماهارم ندارم ...
+ دوست داشتنت بــاورم نــــمـیـشـــه
به حرف که نیس
می تونی مطمئنم کنی ؟
نــــــــــــه ! میدونم که نــمـی تـــــونـی ...
و من تنهای تنها به تنهاییم ادامه میدم ...
+ از منست اين غم كه بر جان منست
ديگر اين خود كرده را تدبير نيست ...
+ تو نمی فهمی ...
نمی فهمی با هر کلمه ت میشکنم ، می میرم ...
فعلا تو بتــــــــاز ... چـهــــارنـعــل !
داری امضاهاتو پای برگه ی رفـتـنــــم می زنی ، حواست باشه ...
برچسب:
نویسنده: دزد