خرید بک لینک
چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم
گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم
نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان
ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم
نفسی همره ماهم نفسی مست الهم
نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم
نفسی رهزن و غولم نفسی تند و ملولم
نفسی زین دو برونم که بر آن بام بلندم
------------------------------------------------------------
شاید اگر خواسته باشیم در میان اشعار بزرگان متقدم کلامی در وصف حال و هوای این روزهای خودمان بیابیم, پس از بسیار جستن و تحقیق کردن به این ابیات مولانا برسیم که آئینه ی تمام نمای حال و قال ما و امثال ماست. گه از این سو و گه از دیگر سو ما را می کشند و در این کشاکش معطل مانده ایم تا مصداق مذبذبین بین ذالک باشیم.
دو کفه ی ترازوی وجودمان مدام در حال بالا پائین رفتن هستند و خدا می داند کی یک کفه بر دیگری پیروز مطلق شود و آن را کلا برگرداند.
ظهر 5 شنبه ای غسل طهارت می کنیم و با آرامشی خاص راهی جلسه ی اهل ولا می شویم یا به عبارتی بدان سو "کشیده" می شویم. در فضای ملکوتی و جنت الاعلائی جلسه بر آن "بام بلند" بر می شویم و تمام اغیار را از خاطر می بریم و از همه چیز "برون" می شویم. این ساعات "همراهی ماه" را ارج می نهیم و حسابی از آن محظوظ می شویم.
روز یا روزهای بعد دوباره وارد دنیای پر هیاهوی اطراف شده و بدین سو "کشیده" می شویم. در گیر و دار کار و بار و معاش و مال و منال چونان "آتشی سوزان" گر می گیریم و گاه نیز پیش می آید که پیشه ی "رهزنی و غولی" در پیش می گیریم و برای تحصیل دنیا دست به برخی کارها هم می زنیم. در این زمان "یوسفی" را می مانیم که از بام بلند معنویات به "چاه "دنی مادیات افتاده ایم و به خود گزند می زنیم.
خلاصه حال و هوای ما همین است که جناب مولانا قرنها پیش آن را وصف نموده است. انشاءلله برسد روزی که کفه ی آخرت ترازوی وجودمان آنقدر سنگین بشه که کفه ی دنیا رو سرنگون کنه و خیالمون راحت بشه و یوسف دلمون از چاه ظلمت به مصر محبت و نجات برسه.
آمین یا رب العالیمن

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:59

صفحه بندی