خرید بک لینک
روز های اول اشنایمون وقتی کنارش بودم دائم می لرزید حس می کردم از با من بودن هیجان داره...کم کم فهمیدم در زندگیش خیلی خیانت دیده
تمام تلاشم رو کردم تا ارامش رو بهش برگردوندم
اما مدتی بعد این من بودم که می لرزیدم
تمام این مدت احساس می کردم من به او ارامش دادم اری حسم درست بود اما نه انگونه که من فکر می کردم بلکه من یک وسیله بودم برای تخلیه کینه او...

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:53

صفحه بندی