خرید بک لینک
کم که میآرمت با خآطره هآمون عشق بآزی میکُنم! :)

یآد اون روز پاییزی بآرونی تگرگی توی پارک ملت! :) که از شدت تگرک همه ی جاده سفید شُده بود و ما زیر یه درخت چسبیده بودیم بهم و پنآه گرفته بودیم و میخندیدم ! که از شدت تگرک چترمون ولو شُد و کلی غش کردیم از خنده :)) یآد اون روز بآرونی توی خیآبون ولیعصر .. که تو اون بآرون خوش و خرم و خندون و با یک چتر خراب در حآلی که مردم با سرعت میدوییدن تا زیر بارون نبآشن ما داشتیم بستنی اسکوپی میخوردیم ! :))

+آبان ۹۱

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:52

صفحه بندی