خرید بک لینک
تدهین

پدید آورنده : حسن رضایی هفتادر ، صفحه 46

«تدهین» رسم ایینی لمس اشیاء یا اشخاص با روغن های معطر می باشد که در انواع فرهنگ های مختلف خاور نزدیک عملی رایج است،معمولاً به مناسبت اعیادگوناگون انجام می شود و در خلال دوره های روزه داری و سوگواری از آن پرهیز می گردد،اما در مراسم تدفین نیز،مورد استفاده قرار می گیرد.تدهین، یک نوع عمل ایینی اختصاص یک فرد به یک الهه نیز بوده است.در دوران باستان خاور نزدیک،سلطنت،به جای تاج یا دیگر نمادهای مصنوعی،بیشتر از طریق «تدهین» رسماً به کسی اعطا می شد.عمل «تدهین» بعدها به آداب «کاهنی» نیز راه یافت و در اختیار شخص «کاهن اعظم» قرار گرفت که بسیاری از نقش های سلطان را عهده دار شده بود.«تدهین داوود» در اسراییل باستان و تصویر مسیح به عنوان مسح شده (در یونانی « Christ» و در عبری «Messiah»)، در همین زمینه تاریخی تکوین یافته است.استعمال واژه فوق در متون مسیحی، معنایی عمیق تر از عمل ساده تدهین دارد و در بردارنده مفهوم معادشناسانه منجی موعود نیز هست.

در زبان عربی، «دُهن» در معنای روغن تدهین به کار می رود و این معنا،احتمالاً در ایه 20 سوره مؤمنون انعکاس یافته است.«و شجرة تخرج من طور سیناء تنبت بالدّهن و صبغ للآکلین؛درختی که از طور سینا برمی اید میوه ای می رویاند که دارای روغن است و خورشی برای خورندگان است.با این همه،به نظر می رسد که در استعمال عام واژه «دُهن»،هیچ گونه دلالت مذهبی خاصی وجود ندارد.این واژه،در ارتباط با چرب کردن سبیل، صورت یا مو با روغن،مخصوصاً روغن کنجد یا پماد به کار می رود.«زیت»، واژه ای دیگر برای روغن،مخصوصاً روغن زیتون است و در ایه 35 سوره نور قطعاً به معنای روغن سوخت به کار رفته است.«… المصباح فی زجاجة الزّجاجة کأنها کوکب درّی یوقد من شجرة مبارکة زیتونة لاشرقیة و لا غربیة یکاد زیتها یضییءُ؛آن چراغ، در بلور است؛بلوری مثل ستاره درخشان و تابان.آن چراغ با روغنی که از درخت پر برکت زیتون فراهم آمده است، افروخته گردد؛درختی که نه در جانب شرق است و نه در جانب غرب.نزدیک است روغن از شدت صافی روشنی بخشد،[هر چند آتشی به آن نرسید و شعله ورش نکرده باشد]».

توجه اولیه به این مفهوم(لمس اشیاء با روغن) از واژه «مسیح» نشأت گرفته که در اشاره به عیسی به کار می رفت.این واژه،یازده بار در قرآن به کار رفته است.(«عیسی مسیح، پسر مریم در 45:3، 157:4، 171:4، «مسیح، پسر مریم» در 75،72،17:5، 31:9، «مسیح» در 172:4 ، 17:5، 30:9) که به صورت قرضی از «مشیحا» در زبان آرامی بر گرفته شده است.مفاهیم «خالص» یا «پر برکت» که غالباً به واژه مذکور اطلاق می شود، آشکارا در صدد اختصاص معنایی متناسب به این واژه است که هیچ پایه و اساس زبانی نداشته و عمدتاً ،از متون تفسیری گرفته شده است.

(رجوع کنید به ایه 31 سوره مریم که در آن عیسی خود را چنین توصیف می کند:«هر کجا که باشم، او مرا وجودی پر برکت (مبارک) قرار داده است»).ربط دادن این واژه (مسیح) به «لمس» که مفهوم اصلی ریشه عربی آن می باشد،به این نظر انجامیده که لمس عیسی، شفا بخش بوده و برخی عقیده دارند که دلیل برخورداری عیسی از قدرت مذکور این است که خود عیسی، همانند پیامبران پیشین «لمس» شده بوده است. فیروزآبادی (بصائر، جلد چهارم، 505 ـ 499) فهرستی از چهل و نه معنای متفاوت واژه مسیح را گردآوری نموده که حاکی از تلاش های فراوان مفسران؛ جهت یافتن تبیینی برای واژه مذکور است که واجد دلالت های مسیحی آن نباشد.در کاربرد «المسیح» در قرآن، دلالت ناچیزی به مفهوم «تدهین» وجود دارد که با منجی دین مسیحیت، به نام «المسیح» پیوند تنگاتنگی داشته است.این برداشت رایج که «المسیح» یک اسم خاص یا شاید یک کنیه بوده است.(به همان ترتیب که واژه «عیسی» در تداول مسیحیان درک می گردد) بهترین استنتاج برای کاربرد واژه مذکور در ایه 45 سوره «آل عمران»بوده است. «نامش مسیح، پسر مریم است»، هر چند،حرف تعریف (ال) با یک اسم خاص غیر عربی، در موارد دیگر به کار نمی رود.

استعمال واژه المسیح در رابطه با «دجّال»،تابع استعمال سریانی آن است و هیچ خللی در این نظر اصلی وارد نمی کند که مفهوم باستانی «تدهین شده»، فاصله بسیاری با کاربردهای مختلف واژه «المسیح» در میان مسلمانان دارد.اي سيده ها دنبال چه ميگرديد( كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي ايد...)درست فكر ميكنيد مولودي بايد به دنيا بيايد.. الدهن

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:49

صفحه بندی