این مقاله داستان موفقیت مرد جوانی است كه پس از بنیانگذاری یك شركت، در سال 1980 از آن اخراج میشود، اما درسال 1990 به شركت خود باز میگردد و در دهه بعد از دو بیماری مرگآور جان سالم به در میبرد، از یك رسوایی بزرگ درباره قوانین امنیتی نجات مییابد و در همین میان با رفتار ناخوشایند خود فرآیند تولید محصولات فوقالعادهای را در چهار زمینه كاملاً مجزا پیش میبرد تا درنهایت به یكی از ثروتمندترین مردان كره زمین و مدیرعامل ارزشمندترین شركت دره سیلیكون تبدیل شود. آیا فكر میكنید این داستان عجیبتر از آن است كه واقعی باشد؟ شاید اینطور باشد، اما این داستان واقعی زندگی استیوجابز و تأثیری غیرمعمولی است كه بر تمام اشیا و افراد مرتبط با خود برجای میگذارد.