خرید بک لینک

زن که باشی

گاهی کم می آوری

دست هایی را که مردانگی شان امنیت می آورد

و شانه هایی را که استحکام آغوششان

لمس آرامش را به همراه دارد

دست خودت نیست

زن که باشی

گاهی دوست داری

تکیه بدهی...پناه ببری...ضعیف باشی

دست خودت نیست

زن که باشی


گهگهاه حریصانه بو میکنی دستهایت را

شاید عطر تلخ و گس مردانه اش

لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد

دست خودت نیست

زن که باشی


گاهی رهایش می کنی و پشت سرش آب می ریزی

و قناعت می کنی به رویای حضورش

به این امید که او خوشبخت باشد

دست خودت نیست

زن که باشی


همه ی دیوانگی های عالم را بلدی






برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:33

صفحه بندی