این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
اما غرض از کامنت گذاشتن!!درسته که به موضوع این وبلاگ بی ربطه اما این جا همه خانم
هستند و شاید بتونن به من کمک بکنند.من یه دختر 24 ساله هستم و مدت یک ساله که با مردی
آشنا شدم.این آقا قبل از من مدت شش سال با خانومی عقد بودن!(البته با رابطه ی جنصی)!که
به دلیل درگیری هایی که بینشون پیش اومد به عقد نرسید(قبل از آشنایی با من تموم شده
بود .موضوع همسر قبلیش رو از من پنهان کرده بود .حتی بعد از به هم خوردن رابطه شون هر از
چندگاهی در مدت دوستی با من باهاش تلفنی حرف میزده(میگفت خود دختره زنگ میزد تا وقتی
که بهش گفتم من با کس دیگه ای دوستم و دست از سرم برداشت).مشکلاتی رو که با اون خانوم داشته به رابطه ی خودمون تعمیم میده.مثلا اون خانوم اهل سرکوفت زدن به گذشته ی طرف بوده
و به همین دلیل دوست پسر من تا جایی که می تونه همه چی رو از من پنهان میکنه.بعضی وقتا
میگه من همه ی این راه ها رو رفتم و الان خسته م و حوصله ی بحث یا انرژی گذاشتن ندارم.
بعضی وقتا از دوستی باهاش پشیمون میشم...سایه ی این زن همیشه تو زندگی این مرد می
مونه؟من واقعا احساس میکنم هنوز اون رو دوست داره که هربار که خیلی ملایم بهش میگم اگه
اون رو میخواد بهتره دوباره برن طرف هم به شدت عصبی میشه...واقعا موندم این همسران دوم
چجوری میتونن با این احساس کنار بیان!!من که الانش هم کم آوردم...چی کار کنم؟نمی خوام
باهاش به هم بزنم!!یه رااهی برای تموم کردن گذشته باید باشه....
برچسب:
نویسنده: دزد