دوستان در مورد خیانت بگم که هیچ ربطی به زن و محبتهاش نداره! تو وجود مردها هست حقشون میدونن که راحت و بی قید باشن یعنی بعد ازدواج بیشتر احساس راحتی میکنن! من 7 ماه باردارم، رابطم با همسرم خوب بود و هر روز به هم عشق میورزیم ولی بدلیل بارداری و ویارهای شدیدی من رابطه جنسی بسیار محدودی باهاش دارم، تا اینکه روزی دیدم صفحه فیس بوکش بازه و عکس یه خانومی هست که فهمیدم کلی باهاش چت کرده! انگار آب سرد به روم پاشوندن ، ضربان قلبم تند تند شد و نفسم تو سینه حبس شده بود فکر نمیکردم این زندگیه منه! رنگم پرید دو خط یکی میخوندمشون، از دوستای قبل ازدواجش بود که به گفته خودش مثل دوتا مرد با هم دوست بودن! و بهش گفت کاش ما قبلا رابطمونو قویتر میکردیم و با هم ازدواج میکردیم! من انگار تو آسمون و زمین بودم قلبم میخواست از جا کنده شه! خلاصه دیدم در مورد قیافشم نظر داده کلی ازش تعریف کرده! با خودم گفتم آخه مگه من چی کار کردم جز اینکه بچه این آقا رو دارم حمل میکنم و تو زندگیم چیزی واسش کم نذاشتم، تو این شرایط شما بگید چه حالی میشین؟ خلاصه بیقرار شدم و رفتم اتاقم و هیچی نگفتم بهش! تا اینکه خودش اومد پیشم و نمیدونم چه حالی بودم هی تند تند سوال میکرد! منم حرفی نمیزدم خلاصه خودش فهمید و شروع کرد به توجیه کردن که این خانم سالها پیش به من یه لطف بزرگی کرده و با دوست پسرش مشکل داشته و من برای جبران گذشته باهاش صحبت کردم!؟ من گفتم چرا یواشکی ؟ چرا به من چیزی نگفتی؟ چرا از ازدواج با من پشیمونی در صورتی که من الان باردارم چرا بعد 5 سال یادت اومد؟ کلی قسم خورد که اینا همش بخاطر دلداری دادن به اون دختر بوده؟! حالا شما قضاوت کنین من چی کار کنم؟ باهاش قهر کردم به 2 روز نکشید بزور با هام آشتی کرد قبل ازدواج من ازش خواسته بودم که تعهد محضری بهم بده که در صورت خیانت تمام اموال رو به نامم کنه و تا حالا طفره رفته بود الان خودش پیشنهاد داده که بریم تعهد بدم،با وکیلی صحبت کردم بهم میگه زندگیتون خراب میشه اگه تعهد بگیری ، و روش باهات باز یشه ! حالا اگه میشه دوستان راهنماییم کنین! خواهش میکنم الان 10 روزی گذشته و من هنوزم شبها کابوس میبینم و قرار و آروم ندارم! بگید چی کار کنم! ممنون از لطفتون