خرید بک لینک
بانوی میانسال اشنایی را میبینم

هنوز هم شیک پوش و زیباست.

هنوز با همان اتومبیلی است که هفت سال پیش شوهرش  برایش خرید.

در چهره ی بانوی میانسال  میشد   هنوز   نشانه های افسردگی را دید.که  بعد از فوت شوهرش  به ان دچار گردید.

بانوی میانسال هنوز عاشق  شوهر مرحوم شده اش است.

بعد از خداحافظی از بانوی میانسال  
دردلم خدا را شکر  کردم.


که بانو هیچ وقت متوجه نشد  شوهرش به او خیانت کرد.

هیچ وقت علت واقعی  سکته ی قلبی ناگهانی شوهر  خود را  ندانست.

هیچ وقت  متوجه نشد  که چرا شوهرش  ناگهانی استعفا  داد.

هیچ وقت متوجه نشد  ان  خانمی که همیشه در منزلش رفت و امد داشت   و بانوی میانسال مثل دخترانش او را دوست داشت و در حل مشکلات زناشوییش

او را یاری میکرد  معشوقه ی شوهرش  بود.

هیچ وقت متوجه نشد   که  ان زن  که روز تشییع  پیکر مرد  انچنان  ضجه  و مویه میکرد  نه بخاطر فقدان رییسش  است بلکه برای معشوقه ی اش است.

بانوی میانسال  با افتخار  میگوید 40 سال زندگی مشترک  داشتیم همراه با عشق.

میگوید حدود 30 سال بود هر روز برای میان وعده اش   هسته های انگور را میگرفتم و تقدیمش میکردم.

میگوید مردم انگور بسیار زیاد دوست داشت یکی از دغدغه هایم  نگهداری و ذخیره ی انگور بود.



خدارا شکر  که غمش  نبود شوهرش است.


ایا اینجا میشود گفت بانوی میانسال  برای همسرش کم گذاشته بود؟

یا زنی  معلوم الحال  که پیش از ارتباط با اقای رییس  تلاشش را برای ارتباط با مهندسین جوان در محل کار خود بکار بسته بود و تیرش به سنگ خورده بود؟









برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:22

صفحه بندی