خرید بک لینک
مطلب موضع صریح قرار بود فقط چند ساعت اینجا  باشه و بس.

ترجیح دادم  حکایتی از گلستان را  جایگزین کنم.

اورده اند  که نوشیروان   عادل در شکار گاهی   صید کباب   کردند و نمک  نبود.    غلامی را به روستا رفت   تا نمک   ارد
نوشیروان  گفت

نمک به قیمت بستان   تا رسمی نشود   و ده خراب نگردد
گفتند

از این قدر  چه خلل اید؟

گفت

بنیاد  ظلم  در جهان  اول  اندکی  بوده است   هر که امد   بر او مزیدی  کرده تا بدین غایت رسیده.

اگر  ز باغ رعیت    ملک خورد سیبی                                        براوردند  غلامان   او درخت از بیخ

به پنج  بیضه که سلطان  ستم  روا دارد                                   زنند لشکر یانش  هزار مرغ به سیخ.




رسالت ما این است : نگذاریم  بنیان فساد و تزلزل خانواده ها روز به روز قربانی بیشتری بگیرد.


زشتی  را به تصویر میکشیم  تا برای  دختران و پسران  جوان  یا انان که دوراهی عقل و احساس را زیاد اشتباهی  میروند

عاقل کسی است که کمتر تجربه میکند  و بیشتر از تجریبات  درس میگیرد.


برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 22:22

صفحه بندی