خیانت وازه ای تلخ است و حقیقتی زهر آگین. انجا که حضور بی شرمانه ی مردی ست در گذر از لحظه های هوس تا مسلخ انسان و عشق ضرباهنگ فرود دشنه پی در پی بر پیکیره ی دوست دارمها خیانت وسوسه های شهوت بود برای دریدن گلوی فریاد های عاشقانه در سیه شب مرگ عشق هرگز تبرئه ای نیست.ان را که چنین به کشتن قلب اهنگین عشق برخاست و دلی را پژمرد .اری حقیقتی ست بسی تلخ و مرگ آور میروی و در بیراه ی خیانت گم میشوی . سایه چرکین خیانت تمامی سطح چشمان سبزت را پوشاند .باتلاق رذالتها تو را میبلعد و تو روشنی ها را.مرا به چه کسی فروخت نمیدانم ولی جزایش با خدایم (الناز فرنودی)