در روز شهادتت، همچون آهویی رمیده و درمانده از همه جا، به تو دخیل بستهام و در ازدحام جمعیت فرشتگانی كه در سوگ تو بر سینه و سر میزنند گم شدهام.
دل شكستهام در انعكاس آیینههای رواق چشمانت رها شده است.
دستهای زائرانت را میبینم كه به سمت پنجره فولاد كه درگاه اجابت است، دراز شدهاند و تو آنقدر باكرامتی كه هیچ دستی را رد نمیكنی.
امروز من هم آمدهام تا در سایه امن دستان آفتابیات آرامش بیابم. دستم را بگیر!
برچسب:
نویسنده: دزد
تاريخ: يکشنبه
1 بهمن
1391 ساعت: 21:53