از تو نوشتن سخت است و از غربت تو نوشتن سختتر؛ وقتی قلم روضه تیرباران تابوتت را میخواند و واژهها اشك میریزند، بیشك رد این خوشههای اشك، دلهای مشتاق زیارتت را به سكوت بیسرانجام بقیع میرساند.

تو غریبترین خورشید مدینهای كه در اوج شكوه و عزت، عبای تنهاییاش را به سر كشید كه تو فرزند آن امیری كه در غربت كوفه، تنهاییاش را با چاه قسمت میكرد.
چقدر مرور تلخی است: مهری كه بر پای صلحنامه زدی، نوشیدن شوكران صبر و سكوت و دیدن طشتی كه خون جگرت را حمل میكرد.
برچسب:
نویسنده: دزد
تاريخ: يکشنبه
1 بهمن
1391 ساعت: 21:53