محمدعلی هیچ غصه ای نداشت ، جز این که خیال می کرد تنهاست . شاید هم واقعا تنها بود . یاد پدرش می افتاد ، که سعی کرده بود ، خودش را شبیه او درست کند . اما پدرش تنها نبود . خیال هم نمی کرد تنهاست...
برچسب:
نویسنده: دزد
تاريخ: يکشنبه
1 بهمن
1391 ساعت: 21:53