خرید بک لینک
روضه ی تنهایی


محمدعلی  هیچ غصه ای نداشت ، جز این که خیال می کرد تنهاست . شاید هم واقعا تنها بود . یاد پدرش می افتاد ، که سعی کرده بود ، خودش را شبیه او درست کند . اما پدرش تنها نبود . خیال هم نمی کرد تنهاست...

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 21:53

صفحه بندی