اوایل تابستان سال 1365 بود. جنگ تحمیلی نه فقط در مرزهای آبی، خاكی و هوایی میهن اسلامی با بیشترین حجم تبادل آتش ادامه داشت، بلكه دامنه جنگ به شهرهای دور از جبهه های نبرد نیز كشیده شده بود.
رژیم بعثی عراق علاوه بر استفاده از بمب های شیمیایی و مدرن ترین ادوات و تجهیزات جنگی در جبهه ها، به بمباران مناطق مسكونی و موشك پرانی به شهرها نیز روی آورده بود و همه روزه افزون بر تعداد زیادی مجروح جنگی كه برای مداوا به پشت جبهه ها منتقل می شدند، مجروحان ناشی از بمباران و موشك باران شهرها نیز به شمار آنها اضافه شده بود.
هر دو ابرقدرت آن روز شرق و غرب، كشورهای اروپایی و شیوخ عیاش و دیكتاتور عرب، به طور رسمی و اعلام شده از صدام حمایت می كردند و آخرین و مدرن ترین تسلیحات روز را در اختیارش قرار داده بودند.
اكنون كسانی كه آن روزها را ندیده اند- نسل های سوم و چهارم انقلاب- حال و هوا و شرایط آن روز میهن اسلامی را در ذهن خود به تصویر بكشند. كشوری برخاسته از یك انقلاب پیروز و درگیر جنگی تمام عیار كه به قول «جیمز ولسلی» رئیس اسبق سازمان سیا؛ «جنگ ایران با همه قدرت های بزرگ دنیا بود». كشوری در محاصره- تقریبا- كامل اقتصادی، كارخانه ها و پالایشگاه های ویران شده، سرمایه های بلوكه شده در بانك های خارجی، تاسیسات بمباران شده و در همان حال فشارهای بی وقفه سیاسی و تبلیغاتی علیه كشورمان در اوج بود، آمریكا سكوهای نفتی ما را در خلیج فارس بمباران می كرد.
عراق با هواپیماهای سوپر اتاندارد فرانسوی و موشك های هدایت شونده لیزری «اگزوسه» كشتی های نفتی ما را منهدم می كرد. هواپیماهای آواكس و موشك های «ساید بایندر» آمریكایی، میگ های پیشرفته و موشك های اسكادبی شوروی، بمب های شیمیایی و تانك های لئوپارد آلمانی، دلارهای سعودی و كویتی و... همه برای از میان برداشتن نه فقط ایران اسلامی، بلكه به قول «واین برگر» وزیر جنگ وقت آمریكا، «برای نابودی ملتی به نام ملت ایران» به میدان آمده بودند و... بدیهی است كه یكی از ناگوارترین پی آمدهای آن دوران، شمار فراوان رزمندگان مجروح شده اسلام- یعنی برترین بندگان خدا و خیل عظیم اولیاءالله- بود كه به مداوا و مراقبت های پزشكی نیاز مبرم داشتند و این، افزون بر نیاز سایر بیماران به مداوا بود كه همگی پاره های تن ملت و پایگاه اقتدار مردمی نظام اسلامی بودند.
حالا و در این حال و هوا، اگر جمعی از پزشكان كشور با سوءاستفاده از سلطه غیرقانونی خود بر سازمان نظام پزشكی و به بهانه های واهی و یا هر علت دیگر، دست به اعتصاب بزنند و بیماران و مجروحان نیازمند به درمان را در بیمارستان ها و مراكز بهداشتی به حال خود رها كنند، چه واژه ای جز خیانت، وطن فروشی، همكاری با دشمن و ده ها واژه پلشت دیگر می تواند عمق جنایتی را كه مرتكب شده اند بازگو كند؟!...
روز 23 تیرماه 1365 و در شرایطی كه به آن اشاره شد، سازمان نظام پزشكی ایران از همه پزشكان، داروسازان و پیراپزشكان و پرستاران خواسته بود كه دست از كار كشیده و اعتصاب كنند. این حركت سازمان نظام پزشكی كه خبر آن از چند روز قبل با آب و تاب و ذوق زدگی از رسانه های بیگانه اعلام شده بود، بعد از وقوع نیز بازتاب گسترده ای در رسانه های مورد اشاره داشت كه با تقدیر و تشكر از گردانندگان وقت سازمان نظام پزشكی همراه بود.
آن روزها تعداد پزشكان كشورمان بسیار كمتر از شمار مورد نیاز بود تا آنجا كه در بسیاری از مناطق، پزشكان خارجی- عمدتا هندی و بنگلادشی- به كار گرفته شده بودند. گفتنی است یكی از بركات! آن ماجرای پلشت، تصمیم نظام به گسترش كیفی و كمی دانشگاه های پزشكی بود تا آنجا كه امروزه به لطف خدای مهربان نه فقط به لحاظ كیفی در دنیای پزشكی امروز، یكی از مطرح ترین ها هستیم بلكه از نظر تعداد فراوان پزشكان نیز در رده های بالایی قرار داریم و در برخی از موارد نیاز سایر كشورها را نیز تامین می كنیم.
پزشكان و پرستاران و سایر كادرهای درمانی متعهد و پاكباخته كشورمان اما، با حضور یكپارچه و تلاش بی وقفه خود در مراكز درمانی تودهنی محكمی به مسئولان وقت نظام پزشكی زدند و شماری از كادرهای همراهی كننده با گردانندگان بی صفت آن روز سازمان نظام پزشكی را خجالت زده كرده و به پشیمانی كشاندند.
آن روزها، سازمان نظام پزشكی كه ساختار آن از دوران طاغوت دست نخورده باقی مانده بود امتیاز صدور كارت نظام پزشكی، رسیدگی به تخلفات پزشكان و... را در دست داشت بی آن كه در مقابل مردم و نظام پاسخگو باشد از این روی با سوءاستفاده از در اختیار داشتن امتیازات یاد شده، می كوشید كادرهای پزشكی را وادار به اطاعت كند! مدیریت بر این سازمان در زمان طاغوت با گماردن نیروهای مورد تایید ساواك اعمال می شد.
امروزه اگرچه ساختار سازمان نظام پزشكی تغییر یافته و با نمونه های مشابه در دنیا انطباق پیدا كرده است ولی این سازمان كماكان از امتیازات و اختیارات فراوان و تعیین كننده ای برخوردار است كه برای تضمین و اطمینان از جهت گیری این سازمان به نفع مردم، بایستی مدیریت سازمان به افراد با صلاحیت، مردم دوست و مومن و متعهد سپرده شود كه خوشبختانه این ساز و كار در سازمان نظام پزشكی پیش بینی و به صورت قانون درآمده است.
و اما، آنچه نگارش این یادداشت را ضروری كرده است، تلاش سازمان یافته و دیكته شده عوامل وطن فروش فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 برای در اختیار گرفتن ریاست و مدیریت این سازمان است. در این پروژه تعداد اندكی از پزشكان كه مطابق اسناد موجود، در جریان فتنه 88، آشكارا از سوی مدیریت بیرونی فتنه به كار گرفته شده و كارنامه سیاه و ثبت شده ای از خیانت به مردم وطن خویش دارند برای تصدی ریاست سازمان نظام پزشكی در ششمین دوره انتخابات این سازمان خیز برداشته اند.
بی تردید هیئت نظارت و بررسی كننده صلاحیت نامزدها كه از افراد مؤمن و انقلابی تشكیل شده است، با توجه به اسناد خیانت آشكار این عده، صلاحیت نامزدهای آنان برای تصدی ریاست سازمان نظام پزشكی را رد می كند و به چند نفری كه ده ها خیانت و جنایت علیه مردم وطن خویش مرتكب شده اند اجازه نفوذ در سازمان نظام پزشكی و در دست گرفتن بخش عمده ای از چرخه بهداشت و درمان كشور را نمی دهد. چرا كه خیانت آنان در جریان فتنه آمریكایی- اسرائیلی 88 بارها از خیانتی كه سردمداران نظام پزشكی در اعتصاب تیرماه سال 1365 مرتكب شدند، زشت تر و نفرت انگیزتر بوده است.
خودتان قضاوت كنید. آیا كسانی كه برای مقابله با نظام اسلامی و علیه هموطنان خود با منافقین و بهایی ها و سلطنت طلب ها و كومه له و گروه عبدالمالك ریگی ائتلاف می كنند، بیشتر آمادگی خیانت دارند یا فلان گروه پزشكان طاغوتی حاكم بر نظام پزشكی در سال 1365؟! آنها در سال 1365 دست از كار كشیدند و اینان با تروریست های منفوری نظیر منافقین علیه مردم وطن خود همكاسه شدند.
نتانیاهو از آنان با عنوان «بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران» یاد كرد و این چند نفر كه نام و امضای آنها پای چند بیانیه به حمایت از فتنه آمده است، نه فقط به رگ غیرتشان برنخورد، بلكه در بیانیه های مورد اشاره از فتنه رسما آمریكایی و اسرائیلی حمایت و به حمایت خود افتخار!! هم كردند.
به نفع اسرائیل و آمریكا شعار دادند، به ساحت عاشورا اهانت كردند، مسجد آتش زدند، تصویر حضرت امام(ره) را پاره كردند، آدم كشتند و... این موارد كه فقط اندكی از بسیارهاست كه قابل انكار نیست! هست؟! بنابراین سؤال این است كه چگونه و با كدام توجیه منطقی و مردم دوستانه می توان صلاحیت آنان - كه خوشبختانه در جامعه شریف پزشكی كشورمان تعدادی بسیار اندك هستند- را برای تصدی ریاست سازمان نظام پزشكی كشورمان تایید كرد؟! و چه تضمینی هست كه این چند نفر در بزنگاه های حساس به نفع دشمنان بیرونی در چرخه سلامت و درمان كشور دست به اخلال نزنند؟! مگر در جریان فتنه 88 خیانتی بارها نفرت انگیزتر از آن مرتكب نشدند؟!
گفتنی است كه قرار است ابتدا دو تن از این چند نفر كه می دانند صلاحیتشان رد خواهد شد، اعلام نامزدی كنند و بعد از رد صلاحیت با مظلوم نمایی! روی نفر سوم سرمایه گذاری كنند! قرار است نفر سوم به ظاهر از فتنه اعلام برائت كند ولی تا آنجا كه كیهان باخبر است این نفر سوم نیز یكی دیگر از همین فتنه گران است كه نام و امضای او پای بیانیه های حمایت از سران و عوامل فتنه دیده می شود.
طی هفتههای اخیر انتشار تصاویر مستهجن و بدون حجاب عدهمعدودی از به اصطلاح بازیگران سینما و تلویزیون در مجالس و محیطهای عمومی جدا از آنکه تأسف و تاثر را برانگیخت، گمانه زنیهایی را نیز در بین مخاطبین شبکههایاجتماعی ایجاد کرده است.این تصاویر که همگی درمناسبات عمومی و فضای غیر شخصی گرفته شدهاند این ابهام را ایجاد میکند که گویاشخص یا اشخاص مورد نظر با نیت خاص و غیر مسئولانهای که از قبل تصمیم گرفته شدهباشد نسبت به انتشار آن اقدام میکنند. انتشار این تصاویر حتی با کوچکترین اعتراض ظاهری نیز از سوی این افراد واکنشی در پی نداشته است.
اینافراد باید بدانند انتشار یک عکس بهصورت عمومی در یک شبکه اجتماعی و یا وبلاگ،حریم خصوصی آنان محسوب نمیشود. چرا که در صورتی که این عکس به صورت خصوصی منتشرشده باشد، قابلیت مشاهده توسط دیگران را ندارد.
لزوم رعایت موازین شرعی ومناسبات فرهنگی در جامعه مسلمانکشورمان امری بدیهی است که به نظر میرسد عده معدودی از اشخاص کم تعهد مرتبط در فرهنگ سازی و هنر این مرز و بوم به آن بی توجهیمیکنند و لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که نمایش عکس بیحجاب در شبکههای اجتماعی از جمله فیس بوک ولو با بیننده محدود اشتباه و گناه است اما اشاعه آندر سایتهای عمومی اینترنت توسط دیگران نیز اشتباه و گناهی بزرگتر است.
جدای این مساله این اقدام زمینه سوءاستفاده کلاشان و بدخواهان را نیز از این جماعت براحتی فراهم میآورد. ساخت اکانتها و پروفایلهای تقلبی و جعل هویت اشخاص در شبکههای اجتماعی را میتوان نمونهایاز این گونه اقدامات بر شمرد که بارهاباعث گرفتاری و دردسر برای آنان شده است.
در پایان باید به نقشمسئولان و نهادهای ناظر بر این مساله نیز اشارهای داشت. حضور پررنگتر و پیگیریمناسبتر این گونه ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی از سمت آنان و جلوگیری از انتشارچنین تصاویری میتواند کمک شایانی به حل این معضل فرهنگی در فضای مجازی را به همراهداشته باشد.
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1391 توسط دكتر محمد علی هالو/ گیلان ینوز | نظرات شما (0)
مصطفی تاج زاده می گوید اگر بیرون زندان بود كمپین دفاع از انتخابات آزاد راه می انداخت.
او در ادامه نوشته های خود كه از زندان به گردانندگان سایت های كلمه و جرس و نوروز ارسال می شود، نوشته است: من باز هم بر این اصل اصرار می ورزم كه راه نجات كشور انتخابات آزاد است و اگر بیرون زندان بودم بزرگترین كمپین را برای دفاع از انتخابات آزاد كه امری قانونی و مشروع است، برپا می كردم. در واقع انتخابات آزاد، استراتژی اصلاح طلبان ایران است و هم چنان كه جنبش سبز با انتخابات شكل گرفته، پیروزی آن هم در گرو برپایی انتخابات آزاد است و در آن صورت هركس كه رای بیاورد مورد احترام همه است. در هیاهوی اخیر نباید ترسید و باید قاطع و همه جانبه از انتخابات آزاد دفاع كرد. به گونه ای كه در ایران یا انتخابات آزاد برگزار شود یا خدای ناكرده انتخابات رسوا.
تاج زاده همچنین نوشته است: وقتی كه با بازجوها در مورد انتخابات 88 بحث می كردیم، می گفتم كه انتخابات 92 تكلیف را روشن می كند كه آیا انتخابات را آزاد برگزار می كنید یا فرمایشی و مهندسی شده. اگر آزاد برگزار كنید، معلوم است واقعا اعتقاد دارید در انتخابات 88 تخلف و تقلب نشده و رای اكثریت مردم با شماست اما اگر فرمایشی یا مهندسی شده برگزار كردید و مانند بار قبل كودتای انتخاباتی كردید، روشن می شود كه نه تنها در اقلیت هستید و مورد اعتماد مردم نیستید بلكه خود نیز به این حقیقت واقفید و به آن اشراف دارید.
عضو حزب مشاركت با انتقاد از انزوای خود و طیف متبوع وی می نویسد: اصولگرایان حاضرند با همه گفتگو كنند و در قبال شان كوتاه بیایند الا در برابر اصلاح طلب ها و سبزها. آنها مطرح می كنند «انتخابات آزاد رمز فتنه است». معنای این حرف این است كه انتخابات فرمایشی و شاهنشاهی از نظر اصولگراها انتخابی درست است!
خاطرنشان می شود تاج زاده در ویدئویی كه از وی منتشر شده و هم اكنون در اینترنت موجود است، تصریح می كند من با توجه به تجربه برگزاری انتخابات كه دارم، می دانم كه 11میلیون تقلب در انتخابات امكان ندارد. آنچه درباره تجربه ویژه تاج زاده قابل توجه است، اظهارات چند هفته پیش محسن هاشمی پسر ارشد آیت الله هاشمی رفسنجانی- كسی كه اصلاح طلبان سر او قسم یاد می كنند- می باشد. محسن هاشمی در مصاحبه با روزنامه زنجیره ای بهار مشخصا مجریان اصلاح طلب انتخابات مجلس ششم (تاج زاده و تیم زیر نظر وی در معاونت سیاسی و ستاد انتخابات وزارت كشور) را متهم به تقلب علیه آقای هاشمی و نخواندن آرای وی كرد. بنابراین تاج زاده به عنوان «آقای تقلب» و شخصیت نشاندار و منحصر به فرد این عرصه، به جای پرگویی هایی نظیر عبارات بالا باید درباره آن رسوایی منحصر به فرد توضیح بدهد. با این وصف، ترجمه عبارت «اگر بیرون زندان بودم، كمپین دفاع از انتخابات آزاد را برپا می كردم» به زبان صریح و سلیس می شود «كمپین تقلب و كلاهبرداری برپا می كردم».
درباره مدعای تن دادن به نتیجه انتخابات آزاد نیز شایان ذكر است كه به تصریح آقای هاشمی، موسوی به وی گفته بود كه اگر تمام دنیا هم بگویند انتخابات [سال 88] سالم است، من می گویم تقلب شده است! به همین دلیل هم موسوی در حالی كه هنوز زمان اخذ رای تمام نشده بود مصاحبه كرد و خود را پیروز انتخابات دانست و با وجود ادعای اینكه «براساس آرای ریخته شده در صندوق من پیروز شده ام»، حاضر به بازشماری رندومی برخی صندوق ها نشد چرا كه هدف از آوردن وی ایجاد آشوب و به هم زدن بازی دموكراسی به هر بهانه ای بود و نه حضور قانونمند در انتخابات. با این وصف تصور كنید سران فتنه و آشوب را به انتخابات آتی راه می دادند و از خیانت های آنها می گذشتند، آن وقت آدم جرزن فاقد اختیار و مقید به تمهید فضا برای گروهك ها چرا باید خیانت خود را تكرار نكند و تن به لوازم انتخابات آزاد بدهد؟
برخی محافل ضد انقلاب به غلط درباره سلسله مكاتبات تاج زاده با سایت های اینترنتی كه از پاریس و لندن به روزرسانی می شوند معتقدند كه تسهیل این ارتباط از سوی مقامات امنیتی، اقدامی تعمدی برای بی اعتبار كردن اپوزیسیون توسط كسی است كه حتی برخی همراهان طیف های مخالف نظام نیز از او به عنوان مرد تقلب یاد می كنند.
علی دارابی در نامه ای به ریاست سازمان صداوسیما با نام بردن از 24 مجری مطرح و شناخته شده این سازمان، از آنان به عنوان نگین انگشتری رسانه ملی نام برده و خواستار خدمات ویژه به این نگین ها شده است.
به گزارش پایگاه خبری صراط، معاون سیما در نامه خود خطاب به رئیس رسانه ملی، خواستار تردد آزادانه و آفیش ویژه این مجریان شده است. دارندگان آفیش ویژه می توانند بدون بازرسی خودرو وارد مجموعه جام جم شوند.
دارابی در این نامه خطاب به ضرغامی آورده است: «جنابعالی همواره بر جایگاه و اهمیت مجریان تأکید بایسته و درستی داشته اید یکی از لوازم این جایگاه فراهم ساختن امکان تردد با خودرو در سازمان با حفظ آبرو و حیثیت و بدون بازرسی های معمولی است. مجریانی که نگین انگشتری سازمان هستند و باید از بهترین آنان به نحو شایسته ای همواره تقدیر شود. مستدعی است دستور فرمایید اسامی زیر از آفیش ویژه (تردد با خودرو) در سازمان برخوردار باشند.»
به گفته دارابی، 24 نگین انگشتری رسانه ملی بدین قرار است: فرزاد جمشیدی، بهمن هاشمی، بهرام شفیع، احسان علیخانی، هومن حاج عبدالهی، رشید کاکاوند، محمد علی واحدی، کاظم احمدزاده، آزاده ال ایوب، دکتر اسماعیل آذر، قاسم بی نیاز، عبدالرضا امیر احمدی، امیر مهرداد خسروی، مجید یراق بافان، مرتضی حیدری، هرمز شجاعی مهر، جعفر خسروی، محمد گبرلو، محمد صالح اعلاء، محمد حسینیان، عادل فردوسی پور، ژاله صادقیان، محمدرضا شهیدی فرد و علی درستکار.
گفتنی است، در کنار افراد شایسته در این فهرست، برخی از مجریان مسئله دار که پرونده آنها در مراجع قضایی مفتوح است و یا در کارنامه خود سابقه ممنوع التصویری دارند هم دیده می شود .
هنوز مشخص نیست عزت الله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما و مسئولان حراست این سازمان نسبت به درخواست دارابی برای آفیش ویژه این مجریان چه تصمیم گرفته اند.
برچسب:
نویسنده: دزد
تاريخ: يکشنبه
1 بهمن
1391 ساعت: 21:47