بوقلمونپرنده ای است که هنگام اضطراب، پوست برهنه در ناحیه گلو و سرش را از رنگ خاکستریبه رنگهای قرمز، سفید و آبی تغییر می دهد. بوقلمون ها موجوداتی سرد، بی توجه و بیسرو صدا هستند. اما بوقلمون صفت، آدمی دو رو، بی منطق و دمدمی مزاج است، هر لحظهتغییر رای و عقیده می دهد، هر لحظه به رنگ و حالتی دیگر در می آید. در انسان شکل انگارانه عامیانه تعاملات میان فردی بوقلمونصفت کسی است که روبرویت یک چیزی می گوید اما چند ساعت بعد، بر عکس آن گفته عمل میکند! بوقلمون صفت کسی است که پس از اشتباه می آید و آن چنان خودرا به نفهمی می زند که گویی هرگز در جریان اعمال اشتباهش نبوده است! بوقلمون صفت کسی است که به هیچکدام از قول ها و قرارهایشعمل نمی کند! بوقلمون صفت کسی است که با دشمن تو دوست و با دوست تو دشمناست! بوقلمون صفت کسی است که به حزب باد رای می دهد و در هر دوجناح زمین بازی می کند! بوقلمون صفت کسی است که یک لحظه احساسی می شود و اشک میریزد، لحظه ای بعد می خندد و غم را فراموش می کند! بوقلمون صفت کسی است که در ارتباطاتش از جملات عاطفی ، زیاداستفاده می کند، اما اکثر جملاتش سطحی و به اصطلاح آبگوشتی می باشند! در شعر و ادبیات پارسی، اشعار بسیاری درباره بوقلمون ازشاعران قدیم و جدید دیده می شود: چرا با جام می می علمجوئی؟ چرا باشی چو بوقلمون ملون؟ (ناصر خسرو) چه شدی دوست برین دشمنبیرحمت چه شدی خیره برین منظر بوقلمون (پروین اعتصامی) چو بوقلمون به هر دم رنگدیگر ولیکن آن همه رنگش به یکبار (عطار) فروزان تیغ او هنگامهیجا چنان دیبای بوقلمون ملون (منوچهری) بوقلمونی چه شود گر چو عقل یک صفت و یک دل و یکسان شوی؟ (مولوی) چو هر دم میکنی صد رنگظاهر سزد گر همچو بوقلمونت جویم (عطار