این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است

خدا می دونه که چقدر داغونم این روزا، هم جسمی و هم روحی.
راستشهیچ جوری نمی تونم وصف کنم حالمو. در واقع نمی تونم به کسی هم بگم دردامو.
لعنت بهاین ترانه ی lost control آناتما که شرح حالاین روزای منه.. دائم دارم گوش میکنم، حتی زنگ موبایلم هم همینه.
آخ! کجایی مَستر رامین که دوباره دردامو بهت بگم..
که آرومم کنی با اوندستای شفا بخشت..
بهم بگیدرست می شه همه چی..
بگی که دیگه این آهنگ لعنتی رو گوش نکنم...
"زندگی یه بار دیگهبه من خیانت کرد
انگارباید قبول کنم که اوضاع هیچ تغییری نمی کنه
شایدبه دیگران اجازه دادم که بدبختیامو بزرگ جلوه بدن
وهمه ی اینا تنها چیزی که واسم داشت فقط از دست رفتن سلامت روانیم بود..
آره..درسته.. من دارم سقوط می کنم
توبه من بگو چقدر دیگه مونده تا بخورم زمین؟
نمیتونم بهت بگم که چرا دارم از درون می شکنم..
توواقعا تعجب می کنی چرا دلم می خواد همش تنها باشم؟
انگارواقعا کنترلمو از دست دادم....
میدونی؟ واقعیت اینه که من دارم به آخر خط می رسم..
خودممی دونم که چی به سرم اومده.
حتیدیگه شبا نمی تونم بخوابم..
اماهر روز صبح یه نفس عمیق می کشمو چهره ی داغونمو پشت قوی ترین ماسکم پنهون می کنمتا دیگران ندونن..
امامن خودم دیگه قبول کردم که کنترلمو از دست دادم"
پ.ن : مستر رامین کجایی؟ بگو که حواست بهم هست..
برچسب:
نویسنده: دزد