خرید بک لینک
اندیشیدن ممنوع!
چراغ، قرمز است..
سخن گفتن ممنوع!
چراغ، قرمز است..

بحث پیرامون علم دین و
صرف و نحو و
شعر و نثر، ممنوع!
اندیشه منفور است و زشت و ناپسند!

از لانهی مهر و موم شدهات
پا فراتر نگذار
چراغ، قرمز است..

زنی را..
 یا که موشی را مشو عاشق!
عشق ورزیدن، چراغش قرمز است

مرموز و سرّی باش..
تصمیم خود را با مگس هم در میان مگذار

بیسواد و بیخبر باقی بمان!
شرکت مکن در جرم فحشا یا نوشتن!
زیرا که در دوران ما،
جرم فحشا، از نوشتن کمتر است!

اندیشیدن دربارهی گنجشکان وطن
و درختان و رودها و اخبار آن، ممنوع!

اندیشیدن به آنان که به خورشید وطن تجاوز کردند
ممنوع!

صبحگاهان، شمشیر قلع و قمع به سویت میآید،
در عناوین روزنامهها،
در اوزان اشعار
و در باقیماندهی قهوهات!..

در بر دلدارت استراحت نکن،
آنها که صبح فردا به دیدارت میآیند،
اکنون زیر "کاناپه" هستند!..

خواندن کتابهای نقد و فلسفه، ممنوع!
آنها که صبح فردا به دیدارت میآیند،
مثل بید در قفسههای کتابخانه کاشته شدهاند!

تا روز قیامت از پاهایت آویزان بمان!
تا قیامت از صدایت آویزان بمان
و از اندیشهات آویزان باش!
سر از بشکهات بیرون نیاور
تا نبینی چهرهی این امت تجاوز شده را..


"نزار قبانی" شاعر سوری

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 20:38

صفحه بندی