این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
میلنا،
چطور است که تو هنوز از من نترسیدهاى
یا از من نرمیدهاى
یا احساسى از این قبیل پیدا نکردهاى؟
ژرفاى جدیت و توان تو تا کجاها مىرسد؟
من براى تو یا هر کس دیگر نمىتوانم توضیح دهم که در درونم چه مىگذرد.
چطور مىتوانم آن را براى دیگرى روشن سازم
در حالى که نمىتوانم آن را براى خودم روشن کنم.
اما مطلب اصلى این نیست.
اصل مطلب واضح است:
امکان یک زندگى انسانى در پیرامون من وجود ندارد.
تو این را مىبینى
اما نمىخواهى باور کنى.
اگر به طرف من بیایى یکسره در مُغاک فرو مىلغزى.
آیا از این آگاهى دارى؟
عشق در نظر من آن است
که تو خنجرى هستى
که من در درون خویش مىچرخانم...
نامههایى به میلنا / کافکا
برچسب:
نویسنده: دزد