خرید بک لینک
قصه عشقی که میگم ، عشقه لیلای مجنونه....:....::.......:....::.......:....::...به یه روایت دیگه ، لیلی جای مجنونه....:....::.......:....::.......:....::...مجنون سر عقل اومده ، شده آقای این خونه....:....::.......:....::.......:....::...تعصب و یه دندگیش - کرده لیلی رو دیوونه....:....::.......:....::.......:....::...اما لیلی بی مجنونش ،دق می کنه می میره....:....::.......:....::.......:....::...با یه اخم کوچیکه اون ، دلش ماتم می گیره....:....::.......:....::.......:....::...می گه باید بسازه اون ، مثل یه دستوره....:....::.......:....::...همین یه راه مونده واسش ، چون عاشقه مجبوره....:....::.......:....::...زوووووررره عشقه تو زوووورره احساس همیشه کوووره....:....::.......:....::...هر جااااا خود خواهی باشه انصاف از اونجا دوووره....:....::.......:....::...عاقبت لیلی ما مثل گلهای گلخونه ،تو قاب سرد شیشه ای ، پژمرده و دلخونه....:....::.......:....::...حکایت عشق اونا مثل برف زمستونه....:....::.......:....::...اومدنش خیلی قشنگ ، آب کردنش اسونه....:....::.......:....::...قلب تو خالی از عشق و بی نوره سوت و کوره....:....::.......:....::...عاشق کشی مرامته نگات سرد و مغروره....:....::.......:....::...عشق و ببین توی نگاش از کینه تو دوره....:....::.......:....::...یه کاری کن تو هم براش چرا عاشقیتم زوره ....

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 20:33

صفحه بندی