ای باو . . .بعد چن مدتواسه نماز صب بیدارشدم (همش خاب میموندم . . )عاغا پاشدم وضو گرفتم و خوندم ، تموم که شد تا دراز کشدیدمو پتورو انداختم رو خودمو چشامو بستم ،تازه زیر پتو گرم شده بودمآ ، یهو دیدم دارن اذان میدن :-( ینی خدایی انصاف نبود ! منم نامردی کردم خودمو زدم به اون راه ! الانم خابم پرید :-( أه
برچسب:
نویسنده: دزد
تاريخ: يکشنبه
1 بهمن
1391 ساعت: 20:33