این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
بچهام
تو یک بابای خیلی بامزه داری که ادعامیکند از عهده هر کاری بر میآید و همه رشتههای صنعتی و هنری را انجام داده ودستی توانا در هر چیزیدارد
به قول خودش: در هر موردی حرفی برایگفتن دارم
از آهنگری و جوشکاری گرفته تا آشپزی وباغبانی. تقریبا کاری نیست که این بابا انجام نداده باشد و یا حداقل اصول اولیهبرای انجام دادن آن را بلد نباشد
بابایت وقتی میخواهد از توانمندیهایبیشمارش حرف بزن اول از همه به آن تابستانی اشاره میکند که برای پر کردن اوقاتفراغتش همراه با دایی جانش کارهای لوله کشی آب و گاز ساختمانهای مسکونی را انجامداده
بعد کمی جلوتر میرود و به زمانیاشاره میکند که از یکی از مانتوهای مامان بزرگش برای خودش یک شلوارک قشنگ دوخته.طوری که جیبهای مانتو تبدیل به جیبهای شلوارک شدهاند و کلی هم توی آن احساسراحتی میکرده است
شاید اگر بچه حرف گوش کنی باشی و نسبتبه تعریفهای بابایت رغبت نشان بدهی، از روزهای آن سالهایی که پشت کنکوری بود نیزبرایت تعریف کند. آن روزها بابایت به شدت درس میخواند تا در رشتهای که دوست داشتوارد دانشگاه شود. این قدر شدت درس خواندنش شدید بود که حتی وقت نمیکرد بهآرایشگاه برود و موهایش را کوتاه کند. بنابراین آن یک سال خودش به سر و کلهاش صفاداده و کوتاهی مو را هم به لیست افتخارآمیز توانمندیهایش اضافه کرده است
بعدها، وقتی بابایت دانشجو بود، مامانبزرگت راهی یک سفر زیارتی شد و وقتی برگشت، این بابای تو بود که برای همه مراسمهایسریالی بازدید از زائر و سفرههای ولیمه آشپزی کرد.
شاید اگر روزگاری بابایت این خاطره رابرایت تعریف کرد، اشک جمع شده را گوشه چشمش ببینی که ناشی از یادآوری طعم رویاییغذاهایی است که آن روزها در مقیاس بزرگ پخته و اقوام نوش جان کردهاند
بابایت کارهای افتخارآمیز دیگری هم کردهاست. از تغییر رنگ وسایل چوبی خانه گرفته تا طراحی برای چیدمان جدید آشپزخانه وسیستم نورپردازی و تعمیر موتور اتوموبیل و باز کردن راه آب و تعمیر کفش مجلسیمامانت و جمع کردن تخم مرغ شکسته از روی فرش، جوری که لکهاش نماند و تعمیر وسایلبرقی خانه و نصب کردن پرده خانه مامان بزرگ مامانت و ارائه کلاسهای تقویتی خصوصی دردروس ریاضی و فیزیک برای همه بچههای پشت کنکوری فامیل و سرگرم کردن نی نیها،جوری که مادرشان بتواند یک دل سیر در بازار بچرخد و خرید کند گرفته تا کارهای مهمترو حساستری مانند پارک کردن ماشین در دو متر جا تنها با یک فرمان و تبدیل شیشه سسمایونز به یک لوستر زیبا
شاید روزگاری- اگر بچه با حوصلهایباشی و از صحبتهای بابایت لذت ببری، همه اینها و خیلی از موارد دیگری که من یادمرفته را برایت با هیجان تعریف کند
ولی
به نظرم هیچ وقت بابایت توانمندی تازهایکه دیشب برای اولین بار آن را تجربه کرده و به فهرست افتخاراتش افزودهرا برایت تعریف نمیکند!
دیشب بابایت مثل یک اپیلاسیون کارماهر و با تجربه وارد عمل شد و مامانت را از شر همه این موهای اعصاب خورد کن نجاتداد!
به افتخار بابایت یک دست مرتب
برچسب:
نویسنده: دزد