خرید بک لینک


دوس دارم یه شعر ساده سر کنم

از ردیف و قافیه گذر کنم

تو چشای زندگی خیره بشم

نگامو به دنیا تازه تر کنم

شادیهارو پر بدم به خونه ها

غم و غصّه هارو دربدر کنم

دستای گرم تو رو بگیرمو

این زمستون سیاهو سر کنم

دوس دارم لحظه ی دلتنگیامو

زیر بارون بشینم و در کنم

برسم به حس پرواز و خدا

شعرای حافظو باز ز بر کنم

دوس دارم زمستون سیاه بره

مثه قاصدک تو رو خبر کنم

اون بهار عاشقی بیاد و من

یه پرستو بشم و سفر کنم


****


همه خوابند در اندیشه ی خویش

مانده بیدار منم با دل خویش

باز من ماندم و یک عالمه غم

باز بیگانه شدم با دل خویش

نیم شب رهگذری می خوانَد

نغمه ای از سر غم با دل خویش

عشق از کوچه ی ما می گذرد

آشتی میدهدم با دل خویش

آتشی می گیرد در جانم

غزلی می سازم با دل خویشstrong>

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 20:18

صفحه بندی