این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
هنوز حسام رو ندیدم که کادوی تولدمو ازش بگیرم.. خوب شد همسایه ایماااا !!
آخه شرکت گاز یه شهری یه کاری داشتن که حسام چند روزه از صبح میره و غروب سرویسش میارتش خونه..
قراره 4شنبه قلی رو ببینم..یعنی بیاد اینجا نهار بریم بیرون..
چرا فهم نداره که من امسال برخلاف سالای قبل واقعا سختمه نهار تولد یا شام تولد بهش بدم..چرا این بشر شعور نداره که من بد جور خرم تو گل گیر کرده؟؟
یه عروسک خرسیه گنده با لباس قهوه ای-طلایی خوشم اومده بود که قلی بخره..از شانسم دیروز دیدم بردنش
واااااای مرسی خدا جون که هوامو داشتی.
سالای قبل که میرفتم یونی کلاسام که 8صبح بود یا نصف مسیرو دربست میگیرفتم یا آژانس..بیچاره بابام که چقدر برام هزینه کرد. (فاصله ی یونی تا خونمون 15.ساعته!)
این ترم جمعه ها 8صبح کلاس داشتم..اونم ر.یا.ضی
دیگه پولی نداشتم که آژانس بگیرم خب مامان بابامم که فک میکنن کلاس کنکور واسه ارشد میرم!این شد که هیچکدوم از کلاسای ریاضی رو نرفتم
آخرین جلسه بود که من 1ساعت قبل پایان کلاس رسیدم تو راهرو یه دختره از کلاس اومد بیرونو بهش گفتم میان ترمو دادین؟؟
کفت استاد میان ترم نمیگیره گفته حضور در کلاس همون 6نمره میان ترمه!
انقدددد دپرس شدم
یه روز همینجوری رفتم سایت دانشگاه دیدیم استاد بهم 5.75 داده میانترمو
هورااا 
وااااای با این استاد خیلی خاطره دارم!!
ترم بهار 89 بود که ایشون استاد کامپیوتر ما بودن!!!!
خودش که میگفت بخاطر علاقه ام به کامپیوتر این 3واحدو درس میدم ولی رشته ی اصلیم ریاضیه... جلسه ها ی اول میدیدم که اصلا مثل مهندسا نیست!! و من بیشتر ازون بلدم
یاشد بخیر چقـــــــدر اذیتش میکردم تو کلاس.
گروه ما فقط 2تا پسر داشت..کلاسمونم 4شنبه ها 10.5 صبح بود :)
بعد استاده هرجا که کسی چیزی ازش میپرسیدو بلد نبود بهم میگفت فلانی اگه گفتی جوابش چیه؟؟
مثلا داشت بچه خر میکرد
یه پسر 30-32ساله بود...
بسکه اذیتش کرده بودم منو یه خط درمیون به اسم کوچیک صدا میکرد..
یه بار بیکار بودیم گفت نمیذارم از کلاس برین بیرون باید تا آخر بمونین منم تو پاینت براش یه نقاشی کشیدم
یه دختر که دستاشو آورده بود بالا میگفت ســـــــلام استاد! با امضا و تاریخ کلاس!
آقا انقده خوشش اومده بود ریختتو لپ تاپش گفت یادگاری نگهش میدارم..چقدر بچه ها به این نقاشیم خندیدن
یه وب داشتمو دارم که چیزای عشقولانه توش میذارم..یه روز ذوق کردم استاد استاد بیا وبمو ببین چه خوشگله
استاده اومد.. نمیدونم کجارو زد عکسایی اومد که...
استاده گفت: به به خدا ازت نگذره
وای یه روز یه میله روی میز وسط کلاس(سایت) بود وسط درس دادن استاد با دستم اونو زدم کنار استاد گفت فلانی حواست چرا نیست؟؟
گفتم این میله تو دستو پا بود داشتم درستش میکردم
نمیدونم چی گفت
آقا قاطی کردم...با لگد زدم به میز..میله رو برداشتم انداختم وسط کلاس
همه ساکت شده بودن
استاد چند ثانیه اینجوری نگام کرد 
دلم ریخخخخخخخت گفتم یا حسین دیگه اخراج شدم
بعد رفت لیست دانشجوها رو آورد گفت واسه من عصبی میشی؟؟صبر کن یه منفی بهت بدم(لحنش شبیه شوخی بود)
کلی ازش معذرت خواستم که دست خودم نبود(و خوشحال که منو بیرون ننداخت)
خلاصه هر ساعت که باهاش کلاس داشتیم بیچاره رو دق میاوردم..چقدر باجنبه بود امیرجونمون(اسمشه!)
اما جلسه ی آخــــــر خیلی فرق میکـــــــرد
من هیچوقــت ازین کارام منظوری نداشتم..اما استاد جونمون نگو کاملا منظور دار بود شوخی هاش
اون روزا زیاد چت میکردم...چندبارم استاد ازم پرسیده بود که محیطش مثل قبله؟؟روم و..؟؟
جلسه آخر یه آهنگی میخواست فکر کنم شجریان بود شایدم نبود!
از قضا منی که تو وبم آهنگ واسه دانلود نمیذاشتم همونو گذاشته بودم..
گیر دادم که استاد ایمیلتو بده برات ایمیل کنم..آقا نمیداد که!
منم که با استاد ازین حرفا نداشتم!
جلسه ی آخر بود..بچه ها همه رفته بودن و منو کبی مونده بودیم..استاد داشت سیستمارو خاموش میکرد کبی کنار در بود نگو میرم جلو پیش استادکه ایمیلشو بگیرم این خره میره دستشویی!
رفتم خوشحالو خندادن به استاد میگم ایمیلتونو بدین دیگهههههه..میخواامم براتون آهنگ سند کنما
یهو استاد یه نگاه به پشت انداخت دید کسی نیست ایمیلشو به من داد و یهنگاه کاملــــــــــا معـــــــنی دار بهم انداخت..
واای هنگ کرده بودم..پشت کردم که به کبی اشاره کنم دیدی؟؟؟!!!
دیدم خانوم نیست..منم بدو بدو از کلاس اومدم بیرون
اما کینه ای از استاد به دل ندارم...واقعا نمیدونم چرا!
شاید چون یک ترم تمام من فقط سر کلاس استادو ضایع کردم متلک انداختم بهش سربه سرش گذاشتم..اونم فکر کرده منظوری داشتم..
مطئنم اسمو فامیلم هنوز یادشه..
ترم بعد تحقیق در عملیاتم باهاش دارم... ببینم جنبه قدیمو داره؟!! منو استاد امیرو یه کلاس 30-40 نفری

برچسب:
نویسنده: دزد