این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است

الان که این پستو میذارم 1ساعته دیگه 24ساله میشم..
یادمه شبی که داشتم 20ساله میشدم ترم 3دانشگاه بودم .. انقدههه تو تاریکی گریه کردم
دوست نداشتم از 19 سالگی برم تو 20
حس پیر شدنو داشتم ... اما صبحش که پاشدم دیدم 20ساله شدم..دردم نداشت 
شاید 5ساله دیگه ام به الانم بخندم که چرا شب 24سالگیم دپرس بودم...
بخاطر یه پسر؟؟؟
هه هه .. ارزششو نداره برام تو آینده افسوسه امشب بمونه
به قول مهسا من علی بی غم هستم چون اکثرا بیخیالم!!!
امروز غروب که از یونی مییومدم حسام اومدو رفتیم دور دور..
از وقتی باهاشم فکر کنم تو 24ساعت اقلا 10بار میگه:عاشقتمم..دیوونتم..
من انقدر بی احساسم که جوابشو نمیدم گاهی وقتام میزنم تو برجکش که انقدر چاپلوسی نکنه..
نمیدونم چرا هربار میگه : تو چندماهی تو رویاهام بودی!!فکر نمیکردم حتی با من حرف بزنی چه برسه که جواب + بدی!
وقتی برای چندمین بار اینارو امشب تو ماشین میگفت برای چندمین بار احساس کردم که حرفاش بوی صداقت داره
اما به خودم قول دادم حرف هیچ بنی بشری رو زیاد جدی نگیرم..واسه همینم حرفاش برام مهم نیست تازه زیاد خوشمم نمیاد
حسام زیادی بهم محبت میکنه یه جورایی مشکوکه!
عادتمه شبا که میخوابم گوشیمو خاموش میذارم گاهی وقتا میبینم اس ام اس صبح بخیرش که میاد تو اون فاصله ی 2ساعتی که خواب بودم 30تا 50بار زنگیده به خطم
اما به قول خودش من محلش نمیذارم!
پسره مهربون و خیلی عاقلیه اما خیلی احساساتی هست من برعکسش اصلا دستو دلمنمیره به پسری حرفای عاشقانه بزنم.
به قلی که بعد 2سال میگفتم" عشقم" یعنی دیگه هنر کرده بودما 
چیکار کنم؟؟ حس بدی بهم دست میده وقتی فکرشو کنم در آینده به جز شوهرم به کسای دیگه ام حرفای عاشقانه زده باشم
البته بخش بزرگیشم برمیگرده به خانواده ام که خیلی ســـرد هستن.
فکر نمیکنم مامان بابام تو عمرشون به هم دوست دارم گفته باشن.
حسام گفت کادوی تولدمو فردا میده...
میدونم چیزی خریده که بدم میاد!! کاش بهش میگفتم کیف میخوام 
راسیــــــــــــــتش
با قلی آشتی شدم
یعنی یه چیزبین قهرو آشتی هستم..کلی معذرت خواست
منم دیدم کادوم ممکنه بپره..!
بهش گفتم چون با صداقت اعتراف کردی و پشیمون بودی(جون عمه اش) سعی میکنم فراموش کنم اما مثل قبل نمیتونم بشم.
این گذشتم! روووش اثر گذاشت!
بدون اینکه ازش بخوام ...رفته یوزرشو از سایت حذفیده ..از مدیریت سایت اومده بیرون
آی دیشو چک کردم دیدم عکس دختره رو برداشته(مرده شور سلیقشو ببره شکم دختره قد تپه بود قدشم کوتاه بود مهسا یروز دید کلی خندید)
خط موبایل جدید خرید
گفته میخوام بشم همون قلییه قبلی ..میخوام جبران کنم و...
نمیدونم ک*س شعرایی که میگه یعنی چی؟؟
فقط میدونم دوست دارم به قلی انقدر محبت کنم بشم همونیکه میخواد
همون دختری که به خاطرش کارایی میکرد که دوستام حسرت میخوردن
میخوام به خودم وابسته اش کنم
توی اون تایم هم امیدوارم حسام همونی باشه که میتونم دوسش داشته باشم..
میخوام قلی رو با سر بزنم زمین
میخوام تو اوج علاقه اش به من.. بگم دیگه نمیخوامت بای.
تا 1هفته قبل این حسو نداشتم اما دیروز یه لحظه گفت ما از هم دوریم..ما به هم عادت کردیم عاشق نیستیم گفت گوشیتو خاموش میکنی؟؟برای همیشه خاموش کن!
اینارو نوشتم که یادم نره.
قبلا نگران قلی بودم که نره سمت دخترای ه.ر.زه اما خودش که با پاهای خودش رفت دیگه من مقصر نیستم!
تا امروز عاشق شدن یا نشدنش برام مهم نبود اما دیگه میخوام تلاشمو کنم برای عاشق کردنو بعد ول کردنش..عین جمله ی دیروزشم بهش میگم.
به قول تیک تاک:
ازین مدلام که مثل خودم تقریبا ندیدم/
ازین مدلام که بیخیالم نمیدونم کدوم مدل/ شب کنار کی میخو.ا.بم؟
یه جوری قفلم که ندارن کلیدامم..تو دیدی شاخم ولی پشت سرم فحش میدی بازم/چون مرده بلیطامم /یه سری میگن بدیم/یه سری میگن لش/ولی باز دنبال ما کله شهرو میگردن....!
برچسب:
نویسنده: دزد