این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
امشب شب تولدمه.میدونی امشب توی دل من چه خبره؟
هوا بس ناجوانمردانه سرد است!
یادش بخیر،قبلا ها اینجور موقع ها به آدم میگفتند:
روز تولد تو میلاد عشق پاکه.برای شکر این روز ...
اما امرور همچون میلیاردها انسان تنهای دیگر،انسان فراموش شده،باید تحمل کند
زندگی را با رفیقانی اندک و نارفیقانی بسیار!
و در تنهائی بجوید دلیل بودنش را و از خود بپرسد:
ز کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟
و آنگاه که از نیافتن پاسخ کلافه میشود فریاد میزند:
وایسا دنیا من میخوام پیاده شم.
و یا گاهی غمزده و ناامید ،آهسته میگوید:
ای مرگ بیا که زندگی ما را کشت.
و زمانی که او را از این اندیشه نهی میکنند با بغض میگوید:
مرغ باغ ملکوتم ،نیم از عالم خاک
آیا حق با اوست؟! نمیدانم .لیک یقین دارم
زندگی در کنار نارفیقان سخت دشوارست.
برچسب:
نویسنده: دزد