این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
مولانا را بیشتر بشناسیم
آیا آنانکه به صورت سطحی به « مثنوی » علاقه می ورزند، باور می کنند :
1)آیا باور می کنند مولوی حدیث افتراق را جعل و تحریف کرده ؛ مبنی بر اینکهپیامبر اکرم (ص) تنها گروه اهل نجات در بین امت های مسلمان را امت صحابهدانسته است. که این مطلب وی از یک روایت جعلی سرچشمه می گیرد.
وی می گوید : بهر این فرمود پیغمبر که من همچو کشتی ام زطوفان زمن
ما و اصحابیم چون کشتی نوح هرک دست اندر زند یا بد فتوح
(مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص652/چاپ امیر کبیر)
درصورتیکه این روایت جعل و تحریف شده است و صحیح آن اینست که :
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم):
سیأتیعلی امّتی ما أتی علی بنی إسرائیل مثل بمثل و إنّهم تفرّقوا علی اثنتین وسبعین ملّة،و ستفرّق امّتی علی ثلاث و سبعین ملّة،تزید علیهم واحدة کلّهافی النّار غیر واحدة ،قیل:یا رسول الله، و ما تلک الواحدة ؟ قال: هو مانحن علیه الیوم أنا و أهل بیتی.
(مناهل الابرار فی تلخیص بحار الانوار/ج6/ص228) و (معانی الاخبار/ص323)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
روزگاریبر امّت من می رسد که همانند قوم بنی اسرئیل که به 73 فرقه و ملّت تبدیلشدند امّت من هم به 73 ملّت و فرقه تبدیل می شوند که به این 73 فرقه یکفرقه هم اضافه نمی شود و همه آنها وارد جهنّم می شوند مگر یک فرقه.
سوال شد آن فرقه نجات یافته کدام است؟فرمودند: همان گروهی که ما بر آن هستیم یعنی من و اهل بیتم.
2)آیا باور می کنند مولوی از شیطان دفاع کرده و سجده نکردن شیطان به پیشگاهخداوند را در مورد انسان به خاطر عشق به خداوند تلقی کرده؟ »
ترک سجده از حسد گیرم که بود آن حسد از عشق خیزد نه از حجود
هر حسد از دوستی خیزد یقین کِی شود با دوست غیری همنشین
(مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص324 )
که این مطلب مخالفت صریح با فرآن کریم است که درقرآن آمده :
«واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس ابی واستکبر و کان منالکافرین » (بقره34) و ما در بحث اعتذار ابلیس یا حب شیطان به آنپرداختیم. و در آینده به مدافعین شیطان و شیطان پرستان متصوفه خواهیمپرداخت.
3) آیا باور می کنند مولوی افراط در رقص و سماع و موسیقی داشته است :
مولویپس از برخورد با شمس تبریزی، موسیقی و سماع را، تا بدان حدّ گسترش می دهدکه حتی به طور هفتگی، مجلسی ویژه سماع بانوان همراه با گل افشانی و رقص وپای کوبی زنان، در قونیه برپا می دارد. اینها همه از مردی مشاهده می شودکه تا سن 38 سالگی ،خود مجتهدی بزرگ و یک « مفتی حنبلی » (سنی مذهب) بشمارمی رفته است تا جایی که حتی در مواردی چون سرگرم رَباب و موسیقی می شدهاست نمازش قضا می شده است و با وجود تذکار به وی، موسیقی را رها نمی کردهاست، بلکه نماز را ترک می گفته است که سماع آرام جان زندگان است!!...
شمس سماع را « فریضه اهل حال » می خواند و چون پنج نماز و روزه ماه رمضانش برای اهل دل واجب می شمارد!
(نشریه مذهبی نور به نقل از خط سوم/سخنان شمس/ص74 آ /75 آ )
برچسب:
نویسنده: دزد