این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
سلام.عزیز،من دیگه طاقت ندارم...پس کجایی؟شما که گفتی من هر هفته میام تو وبلاگ،پس چی شد؟عزیز،آخه مگه من چه اشتباهی ازم سر زده که باید اینقدر تنبیه بشم؟؟آخه یه خبری،زنگی،تکی...درسته من لیاقت یه تک رو هم ندارم ولی شما باید به خاطر مهربونیت،منو بخاطر اشتباهی(که به خدا نمیدونم چیه؟؟؟؟!!!نمره های خرابم یا...)که مرتکب شدم ببخشی...به خدا دلم خیلی واست تنگ شده...واسه "دوستت دارم" گفتنات،واسه صدای نازنینت،واسه "لوووووس" گفتنات واسه "دلت میاااااد؟؟؟"گفتنات و واسه احساس بودن با تو و...واسه همه چی دلم تنگه...تنگ... امروز که جمعه ست همینطور منتظر بودم که بهم زنگ بزنی یا لااقل یه مطلب برام بذاری(چون میگفتم احتمالا بابا(که شیرازه)و مامانت میرن طبق معمول جمعه بازار و شما میتونی انجامشون بدی...ولی هر چی صبر کردم...نه،انگاری من رو لایق نمیدونی...برات آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم...امیدوارم هیچوقت تنهام نذاری...نفس من، اگه داری خوشحال و راحت(که این آرزوی همیشگی من واسه شمائه)زندگی میکنی بدون که من دارم از عذاب دلتنگیت میمیرم... کجااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایی؟
خییییییلی دوستت دارم و میخوامت...
دلم واست بدجوری تنگه...
راستی،عزیز جون اگه از آهنگ وبلاگمون خوشت نیومد بگو تا عوضش کنم...دوستت دارم...
برچسب:
نویسنده: دزد