خرید بک لینک

بسم الله 

همیشه آدم خوش بینی بوده ام. به همه چیز! همه روابط! همه آدمها! و کلا چیز بدی است این خوش بینی! 

و کلا اینجانب هر بدبختی در زندگی کشیده ام از عواید همین خوش بینی است. 

اما در یک مورد از ابتدا کلا خوش بین نبوده ام که هیچ، بلکه میزانی هم کج بین(بدین تفسیر که یکی از چشمهای مبارک را باز نموده و دیگری را کوچک میکنید،بعد کله مبارک را چرخانیده و کج به شیشه تیلیویزیون می خیره اید) بوده ام. این سریال مبارک " کلاه پهلوی" از ابتدا کلا یک بوهایی میداد. 

جدا از شوخی،جدا از بر انگیختیدنه(!) هر گونه عواطف و احساسات عمومی. 

قرار است شهری را تصور کنیم. شهری نزدیک به واقعیت اما در خیالات، در حوالی تهران دور و بر سالهای 1320.چیزی شبیه همین کرج، یا پردیس، یا شهریار خودمان. قرار است واقعه کشف حجاب باز خوانی شود...اما به چه قیمتی؟؟؟؟  

یکسری انسان بد انگلستانی و فرانسوی، تشریف آورده اند ایران که حجاب از سر بانوان ایران بردارند. و جالب است که همه این خانمهای بد خارجی، از برخی بانوان ایرانی در حاضر محجبه ترند! 

در این شهر مورد تصور، یک آقای خیلی کار درست و خوب هست که بازاری است و بسیار روشنفکر و متجدد میباشد و از نشانه های آن تک همسری است که همسرش هم بسیار خانم باسواد خوبی است و ادبیاتی در حد دکتر حسن عباسی و رائفی پور دارد(اصلا هم مهم نیست که بازیگر این جناب تدین، همان کسی است که با دیدنش یاد و خاطره کارکتر شخیص حاجی گرینف و زنها فرشته اند و دنیا و مهمان و... به ذهن مخاطب رجوع میکند و اصلا چه اهمتی دارد که همسر جدید ایشان مثل منگنه به ایشان وصلند و همه جا به نوعی چپانیده میشوند و به من و شما چه که جای دختر ایشان هستند و مگر ما بخیلیم هان؟؟). کلی بازاری خوب هست! قاضی این شهر که اصلا هیچ! چشم بازار را کور کرده اند! یک قاضی فکل کراواتی !  

بعضا دچار تشویش میشوم و با خودم میگویم آیا این خانم بلانژ و همسر دنیا دیده ی تحصیل کرده شان واقعا از خالج به داخل تشریف آورده اند؟ یا اینکه اینجا لوس آنجلسی، پاریسی، جاییست ما اتفاقات سریال و خط مشی داستان را گم کرده ایم! 

جالب است! شهری که مردمش حضور یک زن مسیحی بی حجاب را نمیتوانند تحمل کنند، شهری که مردمش بسیار بر نماز جماعتشان اهتمام دارند، یک روحانی ندارد!!!! 

حالا سوال اصلی این است: آیا با پخش اینگونه سریالها زنان و دختران ما با حجاب میشوند؟؟؟ 

آیا قصد سازندگان این سریال واقعا ترویج حجاب است؟؟؟!!! 

آیا آن دوران واقعا در چنین شهری همه روحانیان خواب بوده اند ؟یا مورد اطمینان مردم نبوده اند؟!!! 

روحانیتی که اصل و پایه ی دین تعریف شده است، روحانیتی که همیشه راهنمای اقشار مختلف مردم بوده است و سالها پشتوانه توده های مردم،روحانیتی مه همواره پیشرو مردم در مواضع سیاسی و اجتماعی بوده و دیکتاتورها از دست فتاوای ایشان خواب بر خود حرام میکردند، حالا توی این روایت از تاریخ نا پدبد شده!!! 

و برای من هنوز جالب است کسانی که سر فیلمی مثل طلا و مس اینگونه سر به دیفال کوبیدند و همه را از بالا تا پایین عوامل و بعضا دوستان عوامل و دوستان دوستان عوامل مورد عنایت خود قرار داده اند، الان کلا چرا زنده اند؟؟؟کلا مرگ خوبست ولی برای همسایه دیگر؟؟ 

الله اعلم چقدر پول بی زبان ملت خرج چنین سریالی شده که با هدف روحانیت را بسیار شیک و مجلسی از روایت تاریخ اجتماعی یک ملت حذف میکند و احتمالا بعد از پایان پخشش یک تریپ میروند با عنوان سازنده سریال فاخر پیش عمو ضرغام قهرمان و عمو ضرغام هم یک حالی میدهد و... 

این یک نکته را بگویم و خلاص، ابتدای پخش این سریال، جناب دری در نطق فخیمانه خود از ساخته شدن سریال های سفارشی صحبت فرمودند...و گفتند: چه عیبی دارد که ما هم سریال سفارشی میسازیم؟؟؟؟ 

الان اگر جرئت دارید پیدا کنید پرتقال فروش و فک و فامیلش را !!!  

*: شاید این آش به آن شوری هایی که من تعریف کرده ام هم نباشد....

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 19:26

صفحه بندی