خرید بک لینک

 

 

 

 

 قسمت پنجاه و یکم

 هر چند به لباس تن و جان گرفتاریم و شاید هم دروضعیت بدتر از این واسش نفسمان "عاشق احمق زمینی " بره !

او برای رسمیت دادن رفتن خود ، به تهمت وتوهین ما را به دادگاه های گوناگون دنیوی کشاند که هر کدام حرف و حدیث های خود راداشت و من به سکوت حقیقت رفتن او( حسب آموزه های استاد)  نشسته و نشسته ام . و نگاه به راز زندگی و خلقتو مشیت های الهی و با خدای خود به نجوا که :

خدایا ! بدون اراده ی تو من نمی توانم اراده کنم! و اگر این جدایی اراده توست ، حتماً از شر به دور می باشد ؛ که خیر و شر ما هم دست توست .

خدایا ! اگر این جدایی به خواست توست من نیز همان را می خواهم و در برابرش مقاومت نمی کنم ؛ و اما اگر موافق مشیت تو نیست باز تو را شکر می کنم و آنرا به تو واگذار می کنم .

خدایا ! هدایت تو را می طلبم و برای طرح الهی زندگی ام کاملاً مرا آماده و مجهزگردان .

خدایا ! به سر بلندی خودت بخشندگی را به من عطا نمودی ، اینک گیرندگی و هدایایت را حسب صلب شدن اراده و تدبیر از من خودت برایم حفظ کن .

خدایا ! مرا در مرتبه ی معنوی خود قرار ده تا برایم سهل گردد حق الهی خود را از خزانه ی عظیم تو دریافت داشتن .

خدایا ! بر من چنان کن آنی را بطلبم که پیشاپیش در ذهن الهی ام نقش بسته است و به شکرانه ی تو برای دریافت آن در عرصه ی عینی تدارک داشته باشم .

خدایا ! مرا از طرح الهی زندگی ام غافل مگردان .

خدایا ! آنچنان روشنایی دل به من عطا کن که همان چیزی که در جستجوی من است در یابم .

خدایا ! مرا از آنانی قرار مده که با مقاومت کردن در یک راه مانع از عنییت یافتن خواسته های که در طرح الهی زندگی ام است باشم.

خدایا ! خدای شیطانی « سرکشی از بندکی و واحدانیت » و خدای موریس مترلینگ « انسان خدایی ترسان است » را از من بگیر و ذهن هوشیار خودت را در من تجلی گردان !

خدایا ! نفرت و مقاومت مرا نسبت به هر کس و ناکس از من بستان و بجایش همچو تو خیر و محبت و دعا برایشان بفرست .

خدایا ! می دانم همه ی هدایا ی زندگی از آن توست به من قوتی عطا فرما که در بخشندگی و باز پس دادن برای تو کم نیارم .

خدایا ! تو را شاکرم که همیشه خواسته های دلم را تو برایم انجام دادی و کارهایم را تو خوب برایم بپایان رساندی .

خدایا ! نمی توانم بگویم که فقط آن را می خواهم که تو برایم می خواهی ! اما می توانم شکر گذار باشم آنچه را دارم تو به من دادی و تو برایم خواستی .

خدایا ! بار سنگین مقام تحقق هر کلام ، هردر خواست و اراده را از تو ، بر من سبک گردان !

خدایا ! دلیری را بر من زنده نگه دار تا با هر شرایطی روبرو می گردم مشکلی را احساس نکنم .

خدایا ! نیروهای غیبی که همواره در حال کمک و یاری من هستند به عنییت مبدل گردان .

خدایا ! همواره سلامت و برکت و سعادت برای دوستان و دشمنان خود را از تو خواستارم .

خدایا ! مرا آنقدر در تاریکی نگه دار و حفظ کن تا در تاریکی ببینم !

خدایا! می دانی که بدون اراده تو من نمی توانم اراده کنم ؛ اگر این جدایی به خواست تو و به اراده توست ، حتماً از شر به دور و من هم همان را می خواهم و در برابرش به صبر و شکیبایی می نشینم . و اما اگر موافق مشیت تو نیست ، باز تو را شکر می کنم و خوب می دانی که به تو واگذار کرده ام .

خدایا! تو خود بر دلها و سینه ها حکومت داری و آگاهی که بر من چه می گذرد ؛ مرا به آنچه که خیر و صلاح تو است ره کـــوشا باش و هدایت گر ، که خیر و صلاح من هم در آن است .

خدایا! مرا در هیچوقت به خود م وا مگذار و به من نیرو و قدرتی عطا کن که در صبر و شکیبایی و سکوت بر مصائب روزگار بخواست تو فایق آیم .

خدایا ! مرا با رویاهایم در نهایت ختم بخیر بــــگردان .

خدایا ! فرزندانم را از گزند روزگار برهان و راه آنان را در رسیدن به تو همواره هموار ساز و جای خالی مادر و مهر و محبت مادری را تو برایشان پر کن که تنها تو قادر و توانمندی .

خدایا! مادر بچه هایم را ، اگر قابل هدایت است هدایتش فرما . و اگر غیر قابل هدایت است باز از تو می خواهم از سر تقصیرات او بگذر و به او فرصتی عطا فرما تا به کمک تو دریچه های هدایت بسویش باز گردد و به عفو و بخشش و کرمت ، بسویت باز آید . که همه از تویم و بسوی تو باز خواهیم گشت .

خدایا !« او » را اگر بر خود و خانواده اش بی حرمتی کرد ، که کرد ! تو حرمتشان عطا فرما ، همچنان که بر بی حرمتی و جفای که بر ما نمود ! تو بر ما حرمت و صبر و شکیبایی عطا نمودی و انشالله خواهی نمود .

خدایا ! لذت عفو و بخشش و سخاوتمندی را بر آنانی که « او » به آنان بی حرمتی نموده است بچشان ، تا دست از ستیزه جوی و انتقام گیری اش بردارند .

خدایا ! ما را همیشه و همه حال موافق مشیت خودت قرار ده و بر صبر و شکیبایی ما ، بر مصائب روزگار بیافزا.

خدایا ! تو را شکر که هر چه خواستم به من عطا نمودی و هرچه که برایم نبود از من گرفتی !

خدایا ! چشم دل و گوش دلم را چنان روشنایی و شنوایی ده که بر چشم و دل سر فایق آید .

خدایا ! زبانم را از گفتار زشت و ناپسند مصون دار و آن را به زیبای کلام منور گردان .

خدایا !همه و همه ی راز ها ی نگفته و نشکفته پیش تو آشکاراست ، مرا از آنچه که در طرح و مشیت الهی ام نیست قرار مده .

خدایا ! دوستان مرا دوستان تو و دشمنان مرا دشمنان تو قرار بده تا لذت دوستی ؛ و نفرت دشمنی را همچون تو در یابم .

خدایا ! احساسات مادی مرا به نور معرفت و عطر نابت آنچنان مطهر گردان که بـــوی رحمانیت و بخشایندگی در آن به وضوع به مشام برسد .

خدایا ! در انجام دادن کارهای که دراین سیاره به من سپرده ای همواره مرا یاری فرما .

خدایا ! نیروی به من عطا فرما که هرگز به قضاوت دیگران در نیایم و همیشه دیگران را با فاصله ای امن و راحت که جایی برای مهر ورزی و محبت باشد مورد ارزیابی قرار دهم نه با ذره بین بد بینی و منفی گرای .

خدایا ! مگذار دیگران به قضاوت بر من نشینند !!!

خدایا ! . . .

.

.

. ادامه در قسمت 52

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 17:15

صفحه بندی