این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
چقدر سخته
وقتی که شب میشه و بازم خوابت نمی بره
وقتی به این فکر می کنی همین الان که هستی خواهرتم جواب پی امتو نمیده
چه برسه چند وقت دیگه که میری
می دونی یکی هس که جاتو بگیره
می دونی بیشتر از الان فراموش میشی
و تنها مشکل تو اینه که نمی تونی فراموش کنی
خیلی درد داره !
اینکه یه عالم آدم دورو ورت باشن
آدمایی که می دونی حاضرن جونشونو واست بدن
ولی همیشه یه حس تنهایی و بی کسیو یدک بکشی
چون تو همونی هستی که واقعا هستی
نه تظاهر و ریا
چقدر بده اسیر کسایی باشی که حتی تو رابطه هاشونم سیاسی اند
اگه تورو بخوان حاضرن صد تا رنگ عوض کنن که بالاخره تیرشون به هدف بخوره
بعد که تموم شد تازه میشن همونی که بودن!
هزار جور جاذبه و دافعه به موقع اش واست ردیف می کنن
لعنت به همشون
به همشووووووووووووووون
برچسب:
نویسنده: دزد