این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
نمی دونم چجوریه این آهنگ جدید یاس تا می رسه به این قسمت که میگه:
"ولی باید بدونی که میرم...با یه یادگاری رو دستم..."
ناخودآگاه به زخمی که روی دستمه نگاه می کنم
آره زخمی که نتیجه ی بی محلی های تو و دیوونه بازیای من بود!!
بمیرم واسه کی؟!
واسه کسی که می دونست داره با من چیکار می کنه و حالا...
کیو بغل کردی؟!
دل من که شیکست
بیخیال...
فقط حواست باشه لبه های تیز دل شکستم دستتو مثل دست من نکنه!
نه نمی خوام حتی یک لحظه غصه رو اون دل سگت بشینه!!!
نه تو همون سگی!!
من آدمت کردم!
من از یه آدمی که هیچ اعتماد به نفسی نداشت بتی ساختم و به خودش قبولوندمش!
حواست باشه
من بتتو نشکستما!
می ترسم همونی که الان دستاشو گرفتی و پیشونیشو می بوسی بشکنتش!
می دونم اون روز داغون میشی!
به داغونی من که با اون همه غرورم خوردم کردی!
م،ا : می دونی؟ نه چی میگم چجوری می دونی!!! ولی من دیشب عکساتو نگاه می کردم عکسایی که جدیدا می ذاری! ولی دیگه واسه خاطر من نمی گیری! حس کردم بازم پیشمی....بازم پیشونیتو چسبوندی به پیشونیم و به چشمام نگاه می کنی!!! راستشو بگو...الان تو چشمای کی خیره شدی؟! اونو قدر من دوس داری؟! بیشتر؟! ولی مطمین باش اون تورو قدر من دوس نداره! چیزی که نفهمیدی....نفهمیدی کل این مدت خوشحال بودم که برمیگردی...دوباره میگی همه چی درست میشه! مسخره اس! بعد اون دوست آشغالت بیاد صداشو واسم صاف کنه و بگه:"ببین اون واسه تو تره ام خورد نمی کنه...یادش بخیر....ولی الان اون...اون با یکی دیگه اس!" لعنت به کل وجود سگ خودتو دوستت....متنفرم از جفتتون....
م،ا : ببخشید..نه تو سگ نیستی...تو همه ی وجود منی...تو همه ی نفس منی....نفسی دیگه داره عمیق و عمیق تر میشه.....نه...تو خوشحال باش بیخیال اشکام که دونه دونه می چکه رو دست نوشتت....
برچسب:
نویسنده: دزد