این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
من اگر تو را به دنیا بیاورم، چه طور ولت کنم که بروی؟چطور مطمئن شوم که نیمه شب ها بالشتت را خیس نمیکنی و پشت حرف ها و تحقیرهای دیگران تکیه داده بر دیوار سرد حمام گریه نمی کنی؟چطور مطمئن باشم خودم تو را ناخواسته دربند خواسته هایم نپیچانم؟ و آرزویی برایت داشته باشم که مال تو نیست؟ دخترک آبی من، بمان همان جایی که هستی!مال من باش و نباش!هست من باش و نباش!می ترسم پنهانی های تو جایی برای من نداشته باشد، می ترسم تو باشی و من نباشم که گره های دل گرفته ات را دانه دانه باز کنم! من از شکاف نسلی میترسم، از اینکه سرم داد بکشی و بگویی تو را نمی فهمم، می ترسم. حتی از اینکه سرم داد نکشی و نگویی درکت نمی کنم، بیشتر می ترسم!!...چون تویی که نیمی از کروموزوم های مرا به ارث میبری...اگر تو هم شبیه من شدی چی؟؟منی که داد کشیدن را نمی دانم!!... می ترسم کاری کنی که مامان چند شب پیش با خودش کرد!می ترسم تو عزیزی را نداشته باشی که زندگی به تو دهد!امید دهد!می ترسم تو امیدی نداشته باشی که بخاطرش برگردی!
بمان همان جا که هستی...
می ترسم خشم دنیا روح آبی ات را بدرد!...
برچسب:
نویسنده: دزد