این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
خدا را که نداشته باشی ، شبها که زیر پتو بغض میکنی نمیتوانی به سینه ی خدایت مشت بزنی و او آرام نوازشت کند . وقتی میخواهی اش کسی را نداری که به پایش التماس کنی برای داشتنش...وقتی میترسی کسی را نداری برای کمک خواستن . زمانی که خوشحالی نمیتوانی بپری بالا و بگویی خدایا مرسی .. خدا را نداری که کنارش توی حیاط بنشینی و سرت را بگذاری روی شانه اش . بگویی دست مریزاد خوب به بدبختی های آدمها میخندی و او برایت تلخ بخندد ..
این روزهایم زیاد میشنوم از این خواست خدا هاست .. این بار ولی لبخند میزنم و سر تکان میدهم و با خدایم دو تایی بهشان میخندیم ...
برچسب:
نویسنده: دزد