این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
ظرف هارو میشورم دستکش ها رو از دستم در میارم وصلشون میکنم به گیره! زود بدون هیچ حرفی از آشپزخونه میام بیرون تا هرچه زودتر از هجوم افکار به زبان آمده ی مامان خلاص شم...دیگه نمی خوام هیچ نقشی توی برنامه هاشون داشته باشم...میخوام فقط خودم باشمو خودم!
گوشیم رو برمیدارم شمارهی تمام آدمهایی را که تو این سالها با آنها به نحوی مراوده داشتم یا دوست بودهام در گوشیام تلنبار کردهام. همیشه هم وقتی باهاشون کار دارم یا یکی شماره یکی دیگه رو ازم میخواد شماره شون رو پیدا نمی کنم اون لحظه! یادم میره به چه اسمی ذخیره کردم!همیشه این لیست بلند بالا را از حرفA تا حرف Z زیر و رو میکنم و آخر سر هم هیچ کسی را پیدا نمیکنم که بتوانم یا وسوسه بشوم که با او مقداری حرف بزنم یا اس ام اس بدم...هیچکس... تنها لطف این کار آن است که با خواندن لیست دفترچهی تلفن موبایلم، خاطرهی تمام آدمهایی را که توی زندگیام بودهاند و یا از کنار زندگیام رد شدهاند و بوقی زدهاند یا نوربالایی دادهاند در ذهنم زنده میشود.
همین
برچسب:
نویسنده: دزد