خرید بک لینک
از وقتى شنیدم قلبش خراب است و دائم در معرض خطر هست، از نفرین کردنش دست برداشتم.
روزگارى آرزو مىکردم که براى همیشه مال خودم، تنها باشد، وقتى که برآورده نشد و هر کس رفت سى خودش، رو آوردم به نفرین که با دلش بکنند آن چه با دل من کرد.
حالا که چوب بىصداى خدا بلند شده و به جای دل به قلبش زده است، هراسان دعا مىکنم که نه! بماند، هر چند نه مال من و برای دیگران ولى براى همیشه در هماین گوشه کنارها باشد.
راضىام به دیدن گاهبهگاهش در خیابانى، مجلسی، مهمانىاى، با جواب سلام زیرِ لبی و چشمان فرّارى که همه جا را میبیند الّا مرا.
قانعم به هماین به خدا.

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 9:02

صفحه بندی