خرید بک لینک



ناخدا خورشید

ناصر تقوایی

1365



یک مرد، یک مرد تنها نمی تواند، هیچ مردی تنها نمی تواند.

خورشید ناخدایی مال باخته است که وضع مالی خوبی ندارد و به دنبال راهی است تا درآمد خوبی را از لنج در حال توقیف خود به دست آورد. در این میان مستر فرهان دلالی است که برای خارج کردن افراد سیاسی به ناخدا خورشید پیشنهاد کار می دهد. پس از موفقیت آمیز بودن سفر اول، ناخدا در پی پیشنهاد دوم فرهان و حس انتقام جویی نسبت به یکی از ساکنین بندر، تصمیم به فراری دادن چند تبعیدی می گیرد. اما در این سفر تمام سرنشینان لنج کشته می شوند.
داستان فیلم ناخدا خورشید برداشت ۀزادی از رمان "داشتن و نداشتن" ارنست همینگوی است. تقوایی که دیگر نوشته هایش نیز تحت تاثیر آثار همینگوی بود، با بهره گیری از ذوق ناتورالیستی خود، فیلم ناخدا خورشید را که به حق یکی از کلاسیک ترین فیلم های ایرانی است را ساخت.
از "داشتن و نداشتن" قبلا نیز توسط هاوارد هاکس فیلمی ساخته شده بود که در آن همفری بوگارت و لورن باکال نقش آفرینی کرده بوده اند. در رمان همینگوی گفتگو نقش اساسی را در معرفی شخصیت ها برعهده دارد که در این میان تقوایی نسبت به هاکس به این امر توجه بیشتری نشان داده است.
شخصیت پردازی در فیلم به نحو خوب وموجزی انجام شده . ایجاز در معرفی آدم ها و گفتگو ها  از ویژگی های بارز فیلم تقوایی است.
فضاسازی "ناخدا خورشید" به لطف جنوبی بودن کارگردان بسیار عالی از کار درآمده. فضای فیلم، فضایی اصیل و بومی است. بی هویتی محیط به همراه آدم هایی که وابسته به فضای فیلم به نظر نمی رسند، بندر مخروبه و ساکنان ساده آن به خوبی به نمایش در آمده اند. هر چند که گویی لهجه مردم جزیره که ظاهرا جایی حول و حوش بندر قشم و تنگه هرمز است، بیشتر به لهجه آبادانی شبیه است تا ساکنان آن مناطق . البته می توان توجیه قابل فهم تر بودن این لهجه را در نظر گرفت.
ایجاز شخصیت پردازی در "ناخدا خورشید" باعث ایجاد ضعف های زیادی در فیلم شده. ضعف شخصیت پردازی در ناخدا خورشید به او اجازه ظهور در قواره قهرمان ناجی بندر را نمی دهد. در جایی از فیلم ناخدا می گوید " من نمی دونم شما چه مسلکی دارین" و یا در قسمتی که با فرهان معامله می کند ، از حرام و حلال صحبت می کند که باعث می شود در ذهن مخاطب شخصیتی اخلاقی از ناخدا شکل بگیرد. حال چطور این شخصیت اخلاقی رضایت به قتل ماجد و فراری قاتلان می دهد خود جای سوال دارد . اصلا ما نمی دانیم مشکل ناخدا و ماجد از کجاست که ناخدا تن به چنین کاری می دهد.
شخصیت فرهان را هم می توان سست ترین و تناقض آمیزترین شخصیت فیلم دانست. چرا که او به عنوان فردی که کارهایش با مقدمات و برنامه ریزی همراه است، سر از بندری در می آورد که هیچ اطلاعی از آن ندارد و در این میان قهوه چی می توانست گزینه مناسب تری باشد.
و تبعیدی هایی که به ظاهر بایستی در اثر زندگی در "آخر دنیا" در مضیقه و تحت نظارت و کنترل باشند، زندگی سختی ندارند و مانند دیگر بومی ها زندگی می کنند.
ناخدا با وجود قطع دست، فرد با ابهتی در بندر است که از او اعمال اجتماعی سر می زند ولی هویت اجتماعی او برای بیننده مشخص نیست. چرا دوست دارد تنهایی کار کند؟ معیار اخلاقی خود را از کجا کسب کرده؟ می توان گفت که کارگردان چندان در پی انگیزه خصلت آدم های خود و نشان دادن علت حادثه هایی که رخ می دهند نبوده است. ما بیشتر با حاصل انگیزه ها مواجهیم.
ناخدا در جوار کوشش برای طرح مسائل اجتماعی، از مرز ماجراپردازی فراتر نمی رود و در روابط اجتماعی نفوذ نمی کند . این عناصر برای برای رسیدن به یک فیلم ماجرایی حذف شده اند. حتی رابطه ناخدا و زنش هم رابطه ای سطحی نشان داده می شود. محدود کردن شخصیت زن باعث وارد آمدن لطمه به فیلم شده. در حالی که در رمان اصلی، زن در پایان کتاب نقش تمام کنندگی فوق العاده ای را ایفا می کند.
فیلم شاخصه های مثبت زیادی دارد که به نوعی ضعف فیلمنامه را پوشش می دهند. ساختمان قوی و محکم فیلم ، انتخاب کادر ها و میزانسن سنجیده و حرکات به جای دوربین و فضاسازی ها، تقوایی را در بازسازی آدم های زادگاهش موفق می کند.
در پایان فیلم ناخدا به رسم قهرمانان پس از مرگش بر پهنای بی کران آبی طلوع می کند. پایانی حماسی و خوشی دروغین برای تماشاگر. چرا که بندر، بومی ترین ساکن خود را از دست داده.
"ناخدا خورشید" در کنار موسیقی قدرتمند روانشاد فریدون ناصری جلوه ای دیگر یافته. ناصری گام فریژین را که حامل نوایی پر سوز و گداز و از طرفی یک از گام های پر استفاده در نواحی جنوبی ایران است را برای این فیلم انتخاب کرد و فضای تعلیقی فیلم را با بهره گرفتن از آکوردهای دیسونانس (نامطبوع) قوت بخشید.
بازی های قوی داریوش ارجمند در نقش ناخدا و سعید پورصمیمی که به حق باورپذیرترین هنرپیشه فیلم بود در کنار هنرنمایی فتحعلی اویسی ، جلوه می نمود.
 در کل "ناخدا خورشید" از حیث ساختار و دیالوگ نویسی از بسیاری از آثار سینمای ایران بالاتر است. حکایت تلخ او بعد از گذشت سالها هنوز هم دیدنی است و این برای یک فیلم چیز کمی نیست.



پی نوشت : متاسفانه از این فیلم عکس های خوب و با کیفیتی در اینترنت پیدا نکردم

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 8:51

صفحه بندی