خرید بک لینک



لباوسکی بزرگ - The Big Lebowski

برادران کوئن

1998



جف لباوسکی کسی است که خود و رفقایش او را دود(Dude) صدا می کند. او که یکی از تنبل ترین آدم های لس آنجلس است با لباوسکی بزرگ، میلیونر شهر اشتباه گرفته می شود. یکی از گردن کلفت هایی که او را اشتباه می گیرد، روی قالیچه او ادرار می کند. دود که انگار زندگی می کند تا بولینگ بازی کند، در سالن بولینگ با عصبانیت و تحریک دوست و هم تیمیش والتر تصمیم می گیرد که برای گرفتن خسارت پیش لباوسکی بزرگ برود. اما با رفتن به آنجا درگیر ماجرای آدم ربایی زن لباوسکی بزرگ می شود.
«لباوسکی بزرگ» نهمین کار مشترک جوئل و ایتن کوئن است. برادران کوئن که تبحر خاصی در به تصویر کشیدن مسائل تلخ جامعه به زبانی کمدی دارند، این بار نیز اثری عالی و در خور توجه از خود به جای گذاشتند.باغ وحشی از کاراکترهای عجیب و غریب. «لباوسکی بزرگ» پس از شاهکار این دو یعنی «فارگو» ساخته شد.
فیلم با دنبال کردن بوته خاری در بیابان آغاز می شود. عنصری که در تلفیق با نوع اسم نویسی اول فیلم، ما را به دنیای فیلم های وسترن غرب وحشی می برد. تا این که این بوته به لوس آنجلس مدرن می رسد . راه خود را ادامه می دهد تا به ساحل برسد. انگار که قرار است داستان زندگی کسی روایت شود که به اندازه همین بوته خار آزاد و بی ریشه است. تا این که در صحنه بعد، این قهرمان وارد می شود. با شلوارک و لباس خواب در فروشگاه شهر ! . دود که در خانه اش چند قلچماق به قالیچه اش بی احترامی می کنند، چاره ای جز مقابل به مثل برایش باقی نمی گذارند . ولی اول کمی بولینگ !!!



بولینگ یکی از منشاهای جنسی فیلم «لباوسکی بزرگ» بزرگ است. از تماس جیزز –حریف بولینگ تیم دود- با توپ گرفته تا طرز برداشتن توپ توسط مردان باشگاه و یا شکل ظاهری توپ ها و لوازم بازی بولینگ کنار هم، در جای جای صحنه های مربوط به بولینگ این روابط را می توان پیدا کرد. سالن بولینگ جایی است که دود و والتر در آن احساس راحتی می کنند و تبدیل به انسان هایی عادی می شوند. چراغ ها و ستاره های روی دیوارهای سالن هم این مکان را از دیگر جاها متمایز می کنند. انگار که در سرزمین و کهکشان دیگری است.
ماد لباوسکی گوشه دیگری از ماجراست. ماد دختر زن اول لباوسکی بزرگ است که نقاشی اروتیسیسم است. در جایی ماد به دود می گوید :«فکر می کنی برای چی انجامش دادم؟بازی یا تفریح؟». در این نقطه است که متوجه می شویم خود ماد در عین پافشاری بر این که فمنیست ها می توانند از معاشقه لذت ببرند، هیچ گاه عملا تعلقی به این نظریه نداشته. آشکارا باید جایی در عمق وجودش نیاز مادری مطرح باشد. ظاهرا دود را انتخاب کرده چون تنها غیر همجنسگرای سالمی است که سراغ دارد.
در صحنه ای دود به والتر می گوید :« اما دیر یا زود مجبور می شی با این حقیقت روبرو بشی: تو یه احمق کثافتی!». والتر شخصیتی مردانه و ستیزه جو دارد. فردی که برای هر چیزی حد و مرز قائل است و به قانون احترام زیادی می گذارد. والتر می خواهد در دنیایی قانون مدار زندگی کند «بدون گروگان باجی وجود نداره ... قانونش اینه».
دانی فردی است که بیشتر گوش می دهد و کمتر صحبت می کند و اغلب جمله هایش هم با فریادهای والتر ناتمام می مانند. دانی معصوم است و همه فکر و ذهنش را بولینگ تشکیل می دهد. دود و والتر از بالای سر او با هم صحبت می کنند. از نظر چهره صورتی صافی دارد و این حس را نتقل می کند که سن کمی دارد، در حالی که دود و والتر ریش دارند. او تنها کسی است که از تیمشان بولینگ بازی می کند ، در حالی که ظاهرا دود و والتر فقط برای آرامش به سالن می روند. همه و همه از دانی شخصیتی شکل می دهند که انگار فرزند دود و والتر است!
کوئن ها تلاش می کنند تا این حس را که کسی دیگری ناظر بر ماجراست را القا کنند. وقتی برای دود مسلم شد که لباوسکی بزرگ پول را در کیف نگذاشته، صحنه ای از بالا می بینیم که لباوسکی کیف را خالی از پول بسته. و این صحنه شوم با رعد و برقی همراه می شود. گویی کسی از بالا مراقب دود است. کسی که شاید بتوان تمثل آن را در غریبه کلاه سفید ببینیم.
توجه به جزئیات صحنه چیزی است که بارها و بارها در فیلم احساس می شود. استفاده از خطوط مورب در خانه تری هورن برای ایجاد احساسی پارانویایی جالب توجه است. با این حال دود مثل همیشه در کمال آرامش نوشیدنی مخصوص خودش، روسی سفید را درخواست می کند، با پول تطمیع می شود و دوباره بدون این که هیچ چیزی نصیبش شود، مصیبت زده کنار خیابان می ماند.
و این گونه است که کاری را می کند که هر شخصیت کوئنی دیگری انجام می داد. دایره را تکمیل می کند. به قصر لباوسکی می رود و داد می زند: «لباوسکی، اون پول لعنتی کجاست؟» .
در نهایت با درگیری میان نهیلیست ها و والتر و دود ، والتر مجالی برای تخلیه تمام آن هارت و پورت هایش می یابد. و در اثر دیدن این همه خشونت، دانی، شخصیت ضعیف داستان جان خود را از دست می دهد. در مراسم به باد سپردن خاکستر دانی و خرابکاری والتر، دود حسابی عصبانی می شود و به والتر فحش می دهد. اینجاست که تمام آن حس اعتماد به نفس شدیدا کنترل شده والتر در هم می شکند. و این دوباره سالن بولینگ است که محلی برای آسایش این دوست.
دود مثل همیشه به بار می رود ولی این بار به جای سفارش نوشیدنی همیشگیش ، سودا سفارش می دهد. شاید برای لحظه ای هم که شده به اشتباه بودن کارهای خود می اندیشد... بالاخره سفر گیج کننده بوته خار به پایان می رسه.
و در نهایت دوباره غریبه را می بینم که رو به دوربین صحبت و بر پایان داستان تاکید می کند و کمی هم طعنه به درون شکاف ها می چکاند. «فکر می کنم این طوریه که کمدی نکبتی بشریت در طول نسل ها تداوم پیدا می کنه»
فیلم دارای صحنه های توهمی و رویاگونه نیز هست که ناشی از احساسات آن زمان دود است. اولین رویا را وقتی می بیند که در حال گوش دادن به موسیقی آرامش بخش بولینگ است که خود را آدم کوچکی می بیند که ناشی از احساس عذم تسلط بر شرایط است و دنیا را برای اولین بار از منظر درون توپ بولینگ می بیند.
دومین توهم را هم با کمک جزئیات ناخودآگاه ، از ماجراهایی که درگیر آنهاست می بیند.
با این که «لباوسکی بزرگ» نسبت به «فارگو»، کمبود بلوغ احساسی و وضوح اخلاقی را دارد، ولی اثری قوی است که در مورد هر صحنه آن می توان بحث داشت و البته از این دو برادر کمتر از این هم انتظار نمی رفت.

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 8:51

صفحه بندی