خرید بک لینک

يكياز جالبترين افكار بشر، ايده جابجايي در بعد زمان است.آیادرزمان میتوانسفرکرد؟ازنظردانشمندان بزرگی همچون استیون هاوکینگ آری.هیچ چیز صافویکپارچه نیست حتی توپ بیلیاردومیز آن .روی آنها شکاف هایی وجود دارد.پسدرزمان نیزشکاف هایی هست که خیلی کوچک هستندآیا میتوان ازآنها گذشتودرزمان سفرکرد؟طبق قوانین طبیعت امکان پذراست که حتی کرم چاله نام دارند.

البته اگر از يك بعدديگر به قضيه نگاه كنيم همه ما مسافر زمان هستيم. همين الان كه شما اين راميخوانيد، زمان در حول و حوش و به پيش ميرود و آينده به حال و حال به گذشته تبديلميشود. نشانه اش هم رشد موجودات است. ما بزرگ ميشويم و ميميريم. پس زمان در جرياناست. آلبرت اينشتينبا ارائه نظريه نسبيت خاص نشان داد كه اين كار از نظر تئوري شدني است. بر طبق ايننظريه اگه شيئي به سرعت نور نزديك شود گذشت زمان برايش آهسته تر صورت ميگيرد.بنابراين اگر بشود با سرعت بيش از سرعت نور حركت كرد، زمان به عقب برگردد. مانعاصلي اين است كه اگر جسمي به سرعت نور نزديك بشود جرم نسبي ان به بينهايت ميلميكند لذا نميشود شتابي بيش از سرعت نور پيدا كرد. اما شايد يه روز اين مشكل هم حلشود. بر خلاف نويسنده ها و خيالپردازها كه فكر ميكنند سفر در زمان بايد با يكماشين انجام شور، دانشمندان بر اين عقيده هستند كه اينكار به كمك يك پديده طبيعيصورت ميگيرد. در اين خصوص سه پديده مد نظر است: سياهچاله هاي دوار، كرم چاله ها وريسمانهاي كيهاني.

سياهچاله ها: اگر يه ستارهچند برابر خورشيد باشد و همه سوختش را بسوزاند، از انجا كه يك نيروي جاذبه قويدارد لذا جرم خودش در خودش فشرده ميشود و يك حفره سياه رنگ مثل يه قيف درست ميكندكه نيروي جاذبه فوق العاده زيادي دارد طوري كه حتي نور هم نميتواند از ان فراركند. اما اين حفره ها بر دو نوع هستد. يه نوعشان نمي چرخند لذا انتهاي قيف يك نقطهاست. در انجا هر جسمي كه به حفره مكش شده باشه نابود ميشود. اما يه نوع ديگرسياهچاله نوعي است كه در حال دوران است و برا همين ته قيف يه قاعده داره كه به شكلحلقه اس. مثل يك قيف واقعي است كه تهش باز است. همين نوع سياهچاله است كه ميتواندسكوي پرتاب به آينده يا گذشته باشد.


انتهاي قيف به يك قيف ديگر به اسم سفيدچالهميرسد كه درست عكس ان عمل ميكند. يعني هر جسمي را به شدت به بيرون پرتاب ميكند. از همين جاست كهميتوانيم پا به زمانها و جهان هاي ديگر بگذاريم. چاله کرم : يك سكوي ديگرگذر از زمان است كه ميتواند در عرض چند ساعت ما را چندين سال نوري جابجا كند. فرضكنيد دو نفر دو طرف يك ملافه رو گرفته اند و ميكشند. اگر يك توپ تنيس بر روي ملافه قراردهيم يك انحنا در سطح ملافه به سمت توپ ايجاد ميشود. اگر يك تيله به روي اين ملافهقرار دهيم به سمت چاله اي كه ان توپ ايجاد كرده است ميرود. اين نظر اينشتين است كهكرات آسماني در فضا و زمان انحنا ايجاد ميكنند؛ درست مثل همان توپ روي ملافه. حالااگه فرض كنيم فضا به صورت يك لايه دوبعدي روي يه محور تا شده باشد و بين نيمه بالاو پايين ان خالي باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پايين مقابل هم قرارگيرد، آن وقت حفره اي كه هر دو ايجاد ميكنند ميتواند به همديگر رسيده و ايجاد يكتونل كند. مثل اين كه يك ميانبر در زمان و مكان ايجاد شده باشد. به اين تونلميگويند كرم چاله.


اين اميد است كه يك كهكشاني كه ظاهرا ميليونها سال نوري دور ازماست، از راه يك همچين تونلي بيش از چند هزار كيلومتر دور از ما نباشئ. در اصلميشود گفت كرم چاله تونل ارتباطي بين يك سياهچاله و يه سفيدچاله است و ميتواند بينجهان هاي موازي ارتباط برقرار كند و در نتيجه به همان ترتيب ميتواند ما را در زمانجابجا كند. آخرين راه سفر در زمان ريسمانهاي كيهاني است. طبق اين نظريه يك سريرشته هايي به ضخامت يه اتم در فضا وجود دارند كه كل جهان را پوشش ميدهند و تحتفشار خيلي زيادي هستند. اينها هم يه نيروي جاذبه خيلي قوي دارند كه هر جسمي را سرعتميدهند و چون مرزهاي فضا زمان را مغشوش ميكند لذا ميشود از انها براي گذر از زماناستفاده كرد. تونل زمان : واقعيت ياخيال ؟ حالا اينها رو گفتيم ولي چند اشكال در اين كار است. اول اينكه اصلا نفستئوري سفر در زمان يك پارادوكس است. پارادوكس يا محال نما يعني چيزي كه نقضكننده(نقيض) خودش در درونش است. يك مثال :اگه خدا ميتواند هر كاري را انجام دهد پسآيا ميتواند سنگي درست كند كه خودش هم نتواند تكانش دهد؟ اين يك پارادكس است چوناگر بگوييم آري پس انوقت با اينكه خدا هركاري را ميتواند انجام دهد متناقض است واگر بگوييم نه باز هم همان ميشود يعني خدا هر كاري را نميتواند انجام دهد.


يك مثالديگر اين است كه اگر من در زمان به عقب برگردم , به تاريخي كه هنوز بدنيا نيامدهبودم پس چطور ميتوانم انجا باشم. يا مثلا اگر برگردم و پدربزرگ خودم را بكشم پس منچطور بوجود اومده ام؟ يك راه حلي كه براي اين مشكل پيدا شده است، نظريه جهانهاي موازياست. طبق اين نظريه امكان دارد چندين جهان وجود داشته باشد كه مشابه جهان ماست اماترتيب وقايع در انها فرق ميكند. پس وقتي به عقب برميگرديم در يك جهان ديگر وجودداريم نه در جهاني كه در ان هستيم. طبق اين نظريه بينهايت جهان موازي وجود دارد وما هر دستكاري كه در گذشته انجام بدهيم يك جهان جديد پديد مي ايد.

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: جمعه 17 آذر 1391 ساعت: 21:23

صفحه بندی