خرید بک لینک

یادت هست؟/گفتی: دلم که تنگ شد ستاره ها را نگاه می کنم/ ستاره های سمت

خانه تو را/ گفتی: تو هم چنین کن/کجایی؟ به کدامین سمت نگاه کنم/ اینجا آسمان

دلگیر است/ کجای جهان ستاره های سمت خانه مرا نگاه می کنی/



همیشه که نمیشود

تو باشی ، باران باشد

و حرفهای دو نفره و هراسنداشتنت

گاهی باید

تو نباشی باران باشد

و رویاهای من

آنقدر به چشمهایت خیره شوم

بی دلهره ای از فردا

که نیستی

بی دلهره روزهای نیامده ازقرنیز زمان

باور کن همین کافیست

همین که تو گاهی خیال مرا تقویتکنی

من عادت می کنم به نبودنهایت

فقط کافیست در خواب من رویا ببافی


شاید نیاز من فراتر از ادراک تو باشد/ اما همین که تو باشی/هوا باشد و تبسم لب هایت برای من کافیست/ دیگر نباید به رویاهایم بیاندیشم/ فقط روزنه ای میخواهم اندازه دیدن چشمهایت/ تا فراموش نکنم معصومیت از دست رفته انسان را/ فقط کافیست هراس نبودنت چیزی فراتر از فردا باشد/ فراتر از دلهره های دل دل زدن در قفس/فراتر از من/ فراتر از تو/

در سرزمین من/ اندیشیدن به رویاها یأسی بزرگ است/ یأسی که تمام فردا را به انتظار، سیاه می کند/ باید با تمام نبودن ها کنار آمد/ پس به رویاهای نیامده دل مبند/ که هیچگاه نخواهد آمد/امروز را بی بهانه بخند/ بی بهانه گریه کن/ دلخوش افسانه های شرقی باش/ تا شاید دستی از قرنیز زمان/ برایمان شادی به ارمغان آورد/

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 23:03

صفحه بندی