خرید بک لینک

می دانم زندگی یک دوست داشتن ساده است، اما من آرام نیستم!
نه راهی،
نه اندیشه ای،
نه چای داغی،
نه سوت قطاری...
هیچ!
من خالیم و شاکی!  

من سردم و ساکت! 

من پر از حس تضادم! 

پر از ندانستن ها! 

پر از بلاتکلیفی ها! 

پر از نشانه های شاید خوبی که دل به فال نیک نمیگیردشان!  

پر از نشانه های بدی که دل میلرزد با شنیدنشان!

پر از نبودن....

خاکستریند روزها
و من انگار آن دختری نیستم که هر روز از پنجره به رویاهای دور هم سلام می داد.
درمانده ام
شده ام دریای پهناوری از چیزهایی که نمی دانم کجاست! 

از چیزهایی که نمی دانم چه باید بکنم!

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 9:05

صفحه بندی