این وبلاگ در تاریخ فکر کنم 1391/9/14 و برای دزدیدن مطالب دیگر وبلاگها افتتاح شده است
من کلا در زندگی عقب تر بودهام. یعنی توی ده سالگی شاید هشت ساله بودم و همینجور بگیر و بیا جلو تا همین الان... من کلا یه جوری ام...
وقتی همه بازی می کنند من درس می خواندم وقتی همه فوتبال نگاه می کنند من تولد می گیرم وقتی همه بزرگند من کوچک بوده ام وقتی همه فهمیدند من حواسم پرت بود وقتی همه بزرگ شدند من کوچک شدم وقتی همه کوچک بودند من ادای بزرگ ها را در می آوردم وقتی نوبت بازی بزرگتر ها است من دلم حاله بازی می خواهد وقتی همه حوصله دارند من خوابم می آید وقتی همه موافقند من مخالف می شوم با همه چیز احساس مخالفت دارم وقتی همه مخالفند من حس می کنم باید موافق باشم وقتی همه خوابند ن بیدارم و وقتی همه بیدارند و سر کار و زندگی اشن من خوابم وقتی همه زند گی می کنند من مردگی میکنم وقتی همه می خندند من زندگی ام را بالا می آورم وقتی با من حرف می زنی من حواسم به میز بغلی است .وقتی کسی خانه نیست من می ایم وقتی همه دارند می رقضند من گریه ام می گیرد وقتی دعوایم می کنند خنده ام می گیرد و هیچ چیزی نمی شنوم. وقتی امتحان ها تمام می شود من تازه شروع می کنم.
هیچی ندارم!
برچسب:
نویسنده: دزد