خرید بک لینک

روزی به تو گفتم که دلم خسته زدنیاست بیرحم ترین نقطه ی دنیا همین جاست

برچشم ترم دست کشیدی که کجایی! تنهایی من با دل تنهای تو زیباست

*********************************

باخیالت من خوشم گرمیتوانی یک دمی دیده ام رازیر رگبار نگاهت خیس کن

عاشقی را زیرپابگذارو بر قلبم بخند چهارفصل زندگانی مراپاییزکن

******

بگذارقصه را اینگونه شروع کنم زرد بود و زرد ماند و سبز رفت.آنروزها همه بودند اما حال

یکی هست/یکی ماند و بقیه دیگر نیستند.امروز فارغ از بودن در جستجوی شدنم غریبه با تمام

کلمات تمام لحظه ها.وتو میشنوی آنچه را که خلایق عاجز از شنیدنش هستند.اردیبهشت

باهمه دلتنگی اش به پایان میرسد هنوز هم بانوی اردیبهشت مینویسد/خط میزند وسیب سبز

میبویدکسی چه میداند ۲۹اردیبهشت را! یقینا در تقویم آنان این روز نیست.دریغ از ثانیه هایی

که بودنت را جشن گرفتیم اما حال...

مهتاب من تنهایی از ازل حاکم بر آسمان دلت است پس گونه های شبنم زده ات راپاک کن که

آئولین تا انتهای راه باتوست.

تقدیم به شاه بیت غزلهای دلم آئولین

برچسب: نویسنده: دزد تاريخ: يکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت: 9:04

صفحه بندی